2 اردیبهشت 1403
از سال ۱۳۹۱
popolisim

بهبهانی های پوپولیست گرا یا پوپولیست های بهبهان گرا

از دهه ها پیش تر به یاد دارم که بهبهان را با دزفول در مقام قیاس به دار می آویختند.و همیشه برای نمایش برتر بودن دزفول و دزفولی های عزیز را بر پرچم حاشا استوار می کردند تا بهبهان و بهبهانی سرود افول را با هم زمزمه کنند.دزفول قهرمانی که اوج شکوهش به دوره ساسانیان بر می گردد،شکوهی که در مقابل ارگان بهبهان در حد ارزنی به چشم نخواهد آمد.دزفول بیش از آنکه مدیون اقتصاد کشاورز محور خود باشد بیشتر مرهون مردانی بزرگ و بزرگ اندیش خود می باشد.

مردانی که سیاست را وسیله برای پیش برد اهداف خود کردند و نه غایت و هدف منتهایی خود.نگارنده به شدت بر این ایده صحه می گذارد که دزفول قهرمان با انداختن چرتکه و جایگذاری مواهب و پتانسیل های موجود هرگز در قامتی نیست که در قبال بهبهان بتواند قد علم کند.ولی در واقعیت و طبق آمار دزفول از بهبهان به مراتب برتر است و در طول بازه های مختلف این ادعا را به اثبات رسانده.

دشت بهبهان با آن همه منابع غنی خود در آتش سیاست زدگی و برداشت های منفی سیاسی خود سوخت.بهبهان در آتشی جان داد که هیزمش بدست مردمانش مهیا شد.بهبهان با آن همه عظمت و بزرگیش اینک فقط در نقش یک آنالیزگر منطقه ای عمل میکند و چشم به پیشرفت سامان های دیگر بسته و از برای آنالیزهای بکر خود و مقایسه آن با وضعیت جاری به خودزنی و خفا روی می آورد.

popolisem

براستی با خود اندیشه کرده اید که چرا همیشه با پوپولیست گرایی سعی بر آن داریم کم کاریهای سیاسی و اجرایی را در زیر چتر خفقان پنهان کنیم؟! بی شک موفقیت های چند دهه اخیر دزفول و حتی نقاط دیگر خوزستان قابل چشم پوشی نخواهد بود و از دلایل بارز پیشرفت همت و بعد از آن پتانسیل های استراتژیک مناطق مختلف و توسعه یافته ی دیگر نقاط خوزستان می توان نام برد.بهبهان بیش از آنکه نیاز به پالایشگاه و نیروگاه داشته باشد نیاز به یک همدلی و از خودگذشتگی دارد.نیاز دارد که سیاسیون کهنه کار خود را از مدار معادلات و کنش ها خارج کنند و جای را برای جوانان مستعد و زخم خورده ی سیاست(عاملی برای عدم پیشرفت)باز کنند و عرصه را بیش از پیش عریض کنند.

نه از دید ناسیونالیسم گرایی بلکه از نگاه منطقی و بدون حب و بغض می توان دریافت که بهبهان بهشتی بکر برای پیشرفت و توسعه و همدلیست.بهبهانی های پوپولیست خواه و بعضا” پوپولیست گرا، نیک میدانند که دوره ی فریاد و ناله و آه به سر آمده و همه و همه ملتفت شدند که با حسرت، شهری رشد نخواهد کرد بلکه حسرت ها باید مطلعی باشد برای گوشودن پنجره هایی رو به فردا.افق ها را باید بلند در ذهن ساخت تا یکسره فریاد بزنیم:

گر صد آمد،نود هم پیش روی ماست…

 

به امید اینکه حرکت پیشه ی مردمان بهبهان و شکوفایی اندیشه ،امید مردمان این سامان باشد.

 

” پی نوشت : این نوشتار چکیده ای از یک مقاله مفصل تر بود که در مجالی دیگر بطور کامل منتشر خواهد شد. “

    با سلام وعرض ادب
    با تشکر از مطلب زیبایتان.
    اما دوست عزیز به نظرتان راهکار عملی برای جلوگیری از سیاست بازی مردان ومسئولین بهبهان چیست؟
    از امثال ماها چه کاری بر می آید؟
    بی صبرانه منتظر جوابم

    ضمن عرض سلام و ادب :
    همشهریان عزیز بهبهانی بیش از همه چیز جسارت را در شهرستان رواج دهیم تا این خصلت محتاط بودن بهبهانیها دیگر برای کسی معرض و مشخص نباشد.
    ضعف بهبهانیها : ۱- محتاط بودن ۲- عدم قدرت طلبی ۳- عدم جسارت ۴- نداشتن روحیه اجتماعی ۵-بیش از اندازه خاکی بودن

    صاحب؟

    بهتر است بگویی ضعف مسیولین بهبهانی، در این است که نفع جمعی را فدای نفع شخصی می کنند. و این ریشه خودخواهی و زیاده خواهیست که نتیجه آن عدم تعهد به جامعه بهبهان است. و میشود باری به هر جهت.
    پیشنهاد می کنم کار گاههای آموزشی مدیریتی برای مسیولین شهر راه اندازی شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک سال پیش