7 خرداد 1403
از سال ۱۳۹۱
behbahan-gharn21

نگاهی به مسئولیت پذیری و حقوق شهروندی مردم بهبهان // اینجا بهبهان است قرن ۲۱

هم میهنان آمریکایی من: نپرسید کشورتان برای شما چه خواهد کرد، بپرسید برای کشورتان چه کاری می توانید انجام دهید.عبارت تامل برانگیز فوق در سالیان کمی دور در جهان در حال توسعه به سرعت شایع شد و شالوده­ی بنیان فکری تازه­ای در حکومت داری گشت. آن چه که در بالا آمد بیش از آن که شهرتش را مدیون مؤلفش (جبران خلیل جبران) باشد گستره­ی آوازه­اش به خطابه­ی جان اف کندی رئیس جمهور فقید ایالات متحده در روز تحلیف ریاست جمهوری­اش برمی گردد.عبارتی سحرآمیز که موجی نوین به راه انداخت و توانست شهروندان امریکایی آن برهه را جادو کند.

نتیجه این جادوگری بر سر در منزل نشاندن این جمله طلایی از سوی مردمان آن دیار در اوایل دهه شصت میلادی و آغاز تغییر در نگرش آنان نسبت به وظایف متقابل حاکمان و شهروندان در عصر جدید بود. وظایف متقابلی که مولای متقیان علی (علیه السلام) در خطبه ۲۱۶نهج البلاغه آن را در شمار بزرگترین حق در میان حقوق الهی بر می شمرد و جان کلام را این گونه آورده­اند که پس رعیت اصلاح نمی شود جز آنکه زمامداران اصلاح گردند و زمامداران اصلاح نمی شوند جز با درستکاری رعیت.

حال همین پرسش و پرسش هایی از این جنس در ۷۰-۴۱۲
برابر دیدگان ما شهروندان بهبهانی است.

شهروند گرامی! آیا تا به حال به دیده­ی تأمل و با دقت بیشتر، پیرامون اطرافمان را نگریسته ایم؟

آیا همه چیز بر وفق مراد است؟

آیا وجود برخی مدیران و مسئولان ناکارآمد و غیرمتعهد که آسیب بزرگ و جبران ناپذیری به پیکره­ی شهرمان وارد ساخته­اند و بیش از آنکه حضورشان نعمت باشد، نقمت است، آزاردهنده نیست؟ آیا از اینکه هرازگاهی شاهدیم جایی که در آن زیست می کنیم، به یک زباله دان بزرگ تبدیل می شود، حالمان به هم نمی خورد؟

آیا آشغال های سرگردان و انباشته که کمتر خیابان و کوچه ای است که آنها را به خود نبیند و کمتر رهگذری است که رایحه­ی مشمئزکننده­اش شامه اش را نیازارد، طاقتمان را طاق نکرده است؟

آیا فرصت طلایی اجرای پروژه آب و فاضلاب که با بسیار بد اجرا شدنش غمی افزود بر غم هایمان، خلق مان را تنگ نکرده است؟

آیا وضعیت نابسامان آسفالت های این سامان که معضلی شده جانکاه، پیگیری قاطع و مصمم شهروندان را نمی طلبد؟

آیا خود ما جزو ناقضان قانون و طی شدن روال قانونی یک پروسه که باید باشد و نیست، نیستیم؟ آیا درخواست های نابه جا و غیرانسانی ما از افرادی که بر مسند امور هستند منجر به قانون شکنی و لگدمال شدنC4090-958 حقوق انسانی نمی شود؟

آیا ما ناتوان از انجام کارهای بشر دوستانه در قبال همشهریانمان هستیم؟

vahdat

آیا دایر بودن مکان­های فرهنگی و تفریحی متناسب با سنین مختلف بویژه شهربازی برای کودکان و آینده سازان  فردای ما نیاز امروز شهر پروژه ما نیست؟

از این آیاها بسیار است، که نه نوشتن آن در حوصله­ی من است و نه خواندنش در حوصله­ی شما!!! اساساً شهروند جهان سومی هنگامیکه معترض به مشکلات و نابسامانیهای وضع موجود جامعه­اش می شود چنان فریاد پایمال شدن حقوق شهروندی سر می­دهد که گوش فلک از تحمل شنیدن آن عاجز می ماند.

و چه بسیار متجدد مآبانه مدعی می شود که قرن ۲۱ است و چرا هنوز باید در عصر حجر و جهل و جمود زیست کرد.

دقیقاً حرف حساب همین است؛ هم شهری عزیز قرن ۲۱ است.

انسان قرن ۲۱، نسبت به شرایط پیرامونش بی خیال نیست و بی تفاوت از کنار نارسایی ها و تخلفات مکرری که رخ می دهند نمی گذرد و واکنش قانونی و موثر از خود نشان می دهد.

انسان قرن ۲۱، نسبت به تمیزی، زیبایی و استاندارد بودن محل زیست و مبلمان شهری اش حساس است و شریک قافله­ی آشغال پراکنان و تخریب کنندگان نیست.

انسان قرن ۲۱، برای دست یازیدن به خواسته­اش با نقض قانون، پارتی بازی و این و آن را واسطه کردن، فرسنگ ها فاصله دارد. قانون را برصدر می نشاند و خود را از شر ناعدالتی تبعیضی که در پی ترور قانون بوجود می آید راحت می کند.

انسان قرن ۲۱، اهل مطالعه و تیزبین است و به آسانی از کنار انتصاب ها و انتخاب هایی که آینده بهتر زندگی اش به آنها گره خورده، نمی گذرد.

انسان قرن ۲۱، به فردای بهتر می اندیشد، اهل برنامه ریزی و کارگروهی و تشکیلاتی است و سعی به بهبود فضای شادی و نشاط جامعه اش دارد.

انسان قرن ۲۱، پرسش گر و مطالبه گر است و راه های مدنی را برای احقاق حقوق خویش می آزماید.

بهبهانی عزیز! هر چقدر هم قانون دارای ایراد باشد تعهد به اجرای آن با تمام ایراداتش شایسته تر است از عدم اجرای آن، و بدانیم راه اصلاح قانون از خود قانون می گذرد.

مردم بهبهان به صفت قناعت شهره­اند و به زیور صبوری آراسته اند. اما صبوری هم اندازه دارد. آن قناعت مورد پسند و پذیرش است که از سر مناعت طبع باشد و آن قناعت که عافیت طلبانه و محافظه کارانه باشد نه تنها مذموم است که سبب درجا زدن و پس رفت نیز می شود.

همشهری عزیز اینجا بهبهان است قرن ۲۱؛ پس بیاییم قرن بیست و یکمی رفتار کنیم نه عصر حجری، و به خاطر داشته باشیم؛

                              اهل بهبهانیم و روزگارمان خوب نیست ….

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک سال پیش