2 تیر 1403
از سال ۱۳۹۱
shahrvand

حق بهبهان بر من و حق من بر بهبهان

هر چیزی در این دنیا دارای حقوقی است و هر چیزی ارزشی دارد که ما باید آن را پاس بداریم . انسان ، آب ، زمین ، هوا ، حیوان ، گیاه و حتی شهری که در آن زندگی می کنیم بر ما حقوقی دارند و ما بر آنها حقوقی داریم . اما منظور ما از این بحث چیست؟؟ این را شنیده ایم که طبیعت دست دارد و دست طبیعت می تواند انتقام گیرنده یا شاید بسیار بخشاینده باشد که در آموزده های دینی و در مَثَل می گوئیم دست خدا بی صداست یا خدا من حیث لا یحتسب به بنده عطا می کند . همه اینها به شرطی است که ما تعادل طبیعی را بر هم نزده و حقوق عوامل طبیعی اطراف خود را رعایت کنیم . از جمله عوامل طبیعی که هر انسانی به صورت ناخواسته در فضای آن قرار می گیرد شهری است که در آن زندگی می کند و فضایی است که در آن قرار است رشد و نمو پیدا کند ، قرار است خانواده تشکیل دهد ، قرار است درس بخواند و هزاران موضوع دیگر و اینکه من الآن در شهری به نام بهبهان به دنیا آمده ام که باید حقوق این شهر را بشناسم و رعایت کنم و شهر نیز به عنوان یک شخصیت حقوقی، حقوق مرا رعایت کند.

اما حق شهر بر من نوعی به عنوان یک شهروند بهبهانی چیست؟ یک سری باید هایی است که ما باید رعایت کنیم تا بشود به بهبهان گفت شهر و به ما گفت شهروند به معنای مدرن.اگر رعایت نشوند نتیجه آن می شود هزاران بهبهانی تحصیل کرده که از شهر رفتند و اندیشه خود را در جای دیگر صرف می کنند و یعنی عقب ماندگی شهر و یعنی دفع سرمایه داران دل سوز و تعطیل ماندن طرح های عمرانی مهم و کلیدی .  موارد زیادی را می توان یاد کرد که به زشت شدن چهره شهر کمک زیادی می کند و ما نیز کماکان خونسرد از کنارشان رد می شویم و نتیجه این میشود که می بینیم. برای مثال به چند مورد از آن اشاره می کنم : حتماً امروزه بسیار می بینید که وانت هایی که در کنار میدان ها و خیابان های اصلی شهر که بار ترافیک دقیقاً بر روی همین خیابان هاست توقف و مبادرت به عرضه تره بار می نمایند و در پایان ساعات خرید یا روزِ کاری محل را ترک و به جای خود تلّی از زباله و میوه گندیده رها شده می گذارند حال فرض کنیم فقط 5 میدان و خیابان این شهر کوچک درگیر چنین مشکلی شود خواهید دید که چقدر شهر زشت خواهد شد . نگارنده تقاضا دارد در این مکانها خرید نکنید چرا که فارغ از خطرات جانی مانند تصادف که شما را هنگام خرید در دل خیابان تهدید می کند معمولاً این وانت ها برای فرار از پرداخت مالیاتی که به آبادانی شهر کمک می کند میوه را چند صد تومان ارزان تر می فروشند و کسانی هم که خرید می کنند به این بی نظمی دامن می زنند این حق شهر است و اما حق مردم بر شهر این است که بازارچه های میوه و تره بار توسط دستگاه های نظارتی مورد کنترل ، از نظر قیمت کالا و بهداشت قرار گیرند تا عرضه کنندگان ترغیب و تشویق به کار قانونی شوند و برای ادامه کار به بازارچه ها رو آورند همچنین تأکید ما این است که پرداخت به موقع مالیات می تواند کمک زیادی کند و اجتناب شدید از دلال بازی های کوچک و بزرگ که واقعاً بد ترین کارهاست.

مورد بعدی فرهنگ حمل و نقل در مردم بوده که از حقوق شهر بر مردم است . خیابان های زیادی در بهبهان وجود دارد که به علت بافت قدیم داشتن و ملزومات راهنمایی و رانندگی و همچنین تنگ بودن یک طرفه شده ولی همه روزه شاهدیم که بسیاری از مردم و به خصوص موتورسیکلت سواران محترم ( فارغ از اینکه بیش از پنجاه درصد آنان تصدیق رانندگی ندارند) قوانین را نقض کرده و در جهت خلاف خیابان با سرعت غیر متعارف حرکت می کنند . واقعاً کار نادرستی است که همان خطرات فوق را دارد و بدتر اینکه جان دیگران هم در این مقوله به خطر می افتد . قانون ، قانون است برای همه و در هر جا و در تمام ساعات شبانه روز و طول ایام سال مگر در خصوص قوانینی که برای مدت و مکان مشخص وضع میشوند. احترام به قانون نشانه فرهنگ صحیح و متعالی شهر نشینی و حفظ نظم در جهت احترام به شهروندان دیگر ، از ملزومات زندگی شهری و نتیجه ی ان ادا شدن حق شهر بر مردم است . در حالتی از این موضوع که حق مردم بر شهر باید لحاظ شود می توان توضیح داد که ، شهرداری به عنوان نماینده حقوقی اداره کردن شهر باید تدابیر به خصوصی را برای راحتی شهروندان در نظر گیرد من جمله اخذ راهکارهای مناسب و زود بازده برای حل معضل ترافیک و احداث پارکینگ های درون شهری . مسلماً اگر این موارد مورد بررسی قرار گیرد شهروند مجبور نیست در خیابان تنگ ( برای مثال حد فاصل چهار راه مراحل تا بانک ملی ) وسیله نقلیه خود را پارک کند و مشکلات عدیده ای که به وجود آورد و بالتبع شهرداری هم مجبور نیست برای عریض کردن چند سانتیمتری خیابان که شاید میزان تعریض به سختی به پنجاه سانتیمتر برسد ، درختان موجود در این خیابان که همه مردم با آن خاطره دارند و کلاً فضای زیبایی را داشت قطع کند و به جای آن میله و زنجیر بکارد . این جزء حقوق مردم بر شهر است و دیگر مثال هایی از این قبیل که خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل…

ذکر چند نکته در اینجا لازم است که عنوان را روشن تر سازد:  از جمله مفاهیم نو پدیدی است که به طور ویژه‌ای به برابری و عدالت توجه دارد و در نظریات اجتماعی، سیاسی و حقوقی جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده است. مقوله «شهروندی» وقتی تحقق می‌یابد که همه افراد یک جامعه از کلیه حقوق مدنی و سیاسی برخوردار باشند و همچنین به فرصت‌های مورد نظر زندگی از حیث اقتصادی و اجتماعی دسترسی آسان داشته باشند. ضمن اینکه شهروندان به عنوان اعضای یک جامعه در حوزه‌های مختلف مشارکت دارند و در برابر حقوقی که دارند، مسئولیت‌هایی را نیز در راستای اداره بهتر جامعه و ایجاد نظم بر عهده می‌گیرند، و شناخت این حقوق و تکالیف نقش مؤثری در ارتقاء شهروندی و ایجاد جامعه‌ای بر اساس نظم و عدالت دارد. موقعیت شهروند به یک حس عضویت داشتن در یک جامعه گسترده دلالت دارد. این موقعیت، کمکی را که یک فرد خاص به آن جامعه می‌کند، می‌پذیرد و به او استقلال می‌دهد. این استقلال در مجموعه‌ای از حقوق انعکاس پیدا می‌کند که هر چند از نظر محتوی در زمان‌ها و مکان‌های مختلف متفاوت‌اند لیکن، همیشه بر پذیرش کارگزاری و فاعلیت سیاسی دارندگان آن حقوق دخالت دارند. بنابراین ، ویژگی کلیدی کلمه «شهروندی» که آن را از «تابعیت» صرف متمایز می‌کند وجود یک اخلاق مشارکت است. به این لحاظ از آنجا که «شهروندی» در مورد روابط انسانی یک تعریف ساده و ایستا را که برای همه جوامع در همه زمان‌ها به کار رود برنمی‌تابد. لیکن، می‌توان گفت که شهروندی «موقعیتی است که فرد با برخورداری از آن می‌تواند در یک جامعه سیاسی، اخلاقی شده و زندگی خود را بر اساس وابستگی‌های متقابل و بر اساس موازین و تعادل حقوق و مسئولیت‌های اجتماعی ساماندهی کند».

و دوم اینکه شهرداریهای نوین در شهرهای امروزی دیگر قادر نخواهند بود با روشهای یکسویه در ارائه خدمات به شهروندان موفقیتی را حاصل نمایند، آنچه امروزه توسعه خدمات شهری را در شهرداریها تضمین می کند؛ مشارکت کلیه شهروندان در فعالیتهای شهری است، این توسعه می باید لزوماً توسط مردم باشد و نه برای مردم ، بعبارتی فرایند مشارکت مهم است نه فرآورده آن . به گفته لیدی جکسون« شهرها می توانند به اندازه یک بمب اتمی مرگبار باشند ، آنها همه چیز را دگرگون می سازند و زندگی انسانی را بی وقفه درهم می ریزند، اما همین شهرها می توانند جایگاه جسارت و خطر کردن، شعور و پیشرفت باشند و بعنوان شتاب دهندگان همه زمانهای تاریخی محسوب شوند.» آن دگرگونی مرگبار این پیشرفت مسرت بخش محصولی است از شیوه مدیریت شهری که آینده را برای شهر بهبهان  و شهرنشینانش رقم خواهدزد. مدیریتی مبتنی برمشارکت کلیه اقشار شهروندان در اداره امور شهری ، آینده ای با خوشبختی های رویایی برای شهر و شهرنشینان به ارمغان خواهدآورد و بی توجهی به این سرمایه غنی، از شهر، دوزخی سرد وسیاه خواهدساخت.

در آخر و با توجه به مطالب فوق ایده هایی که برای یک شهر و شهرداری موفق در نظر می توان گرفت عبارتند از :

استفاده از نظرات دیگران ، ساختن بر اساس توان موجود ،اعلام به موقع ،حل مشکلات مالی ، ارتباط طرح با مردم و تمرکز روی طرح های مصوب.

امید است مورد امعان نظر شهروندان و مسئولین گرامی قرار گیرد.

    سلام جناب رافع…نوشته خوبی بود،درباره این وانت ها و موتور وانت ها حق گفتی با این توجه که معمولاً قیمت آنها نیز با بازار تفاوت ندارد…در دوره قبل شورا با چند نفر از اعضای شورا درباره ایجاد بازارچه های تره بار برای شهروندان صحبت کردیم و از مزایایشبرای شهروندان و شهرداری گفتیم که هم میشود قیمت ها را شهرداری تعیین کند و ارزان تر باشد و هم اینکه برای شهرداری هم از طریق اخذ مالیات از غرفه دارن درآمدی کسب شود و هزاران مزیت دیگر،اما آنچه اجرا شد سوله ایی بود که تنها مزیتش زیر سقف قرار گرفتن گاری بود(البته یکی از آن سوله ها فرو ریخت و یکی تعطیل)…متاسفانه گوش شنوایی و همتی برای اجرای چنین طرح های ساده و قدیمی که در تمام شهرهای پیشرفته تر اجرا شده نیست…فقط می توان آه بلندی کشید

    تشکر میکنم از اقای رافع که مطلب خوب و پر محتوایی رو نوشتید.
    انشالله خداوند به همه ی ما توفیق عمل به قانون و گام برداشتن در راه ساختن شهر عزیزمون بدهد.
    از زحمات شما هم کمال تشکر را دارم
    من الله التوفیق

    درود
    پرداختن به موضوعات به ظاهر كوچكي مانند آنچه در مقاله جناب رافع وجود دارد در بلندمدت با تكرار و اصرار قابليت تغيير فرهنگ و رويه هاي ناصواب را دارد. هر چند به نظرم اين مقاله پتانسيل تبديل به 3 مقاله را دارد و اي كاش نويسنده هر 3 را در يك مقاله نمي گنجاند. يكي بحث مسئله شهرنشيني و شهروندي- دوم مبحث تاثيرات مخرب فروشندگان دوره گرد( در قالب هاي متعدد چون وانت هاي ميوه و … ) – سوم مبحث رانندگي در بهبهان.
    سال 86 در ندا اولين مقاله ام را به پيشنهادي در خصوص مديريت كارگران فصلي كه تاثيري نامطلوبي بر چهره شهر دارند و همچنين كارگران افاغنه به لحاظ احترام و كرامت انساني نوشتم – بحث بازار ميوه و تره بار و مديريت آن – بحث ضرورت مديريت كمك هاي خيرين – نيازها و الزامات اورژانس و مراكز درماني – كيفيت و اهميت نان و … از جمله مطالب خردي بودند كه هنوز هم كمابيش با آنها دست و پنجه نرم مي كنيم .
    اميدوارم نويسندگان محترم ارگانيان در اين وادي بيشتر قلم برانند.
    بهروز و تندرست باشيد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک سال پیش