7 خرداد 1403
از سال ۱۳۹۱
mardom

نوبتی هم باشد، نوبت استیضاح مردم بهبهان است !

بارها و بارها مسئولین بهبهان را مورد سوال قرار داده و محکوم به بی لیاقتی کرده ایم که بعضا هم درست و بجا بوده ولی کمتر زمانی انگشت اتهام را به سمت خودمان نشانه رفته ایم که قطعا یکی از مقصران نابسامانی این شهر در هم ریخته، خود ما شهروندان بهبهان هستیم. هر بار به نحوی مسئولان را استیضاح کرده و خواهیم کرد ولی نوبتی هم باشد، نوبت استیضاح مردم بهبهان (از جمله شخص نگارنده) است !

باور کنید نمی دانم از کجا شروع کنم و شاید این موضوع دو دلیل عمده دارد : اول اینکه مطالب زیادی برای خورده گرفتن به مردم شریف بهبهان وجود دارد و دوم اینکه ما شاید کمتر خودمان را مورد سوال قرار داده و یا به اصطلاح سیاسی ها استیضاح کرده ایم و این عادت ماست که انگشت ها را معمولا به سمت دیگران نشانه می رویم.

استیضاح را از اینجا شروع می کنم که، ما مردم بهبهان عاداتی داریم که شاید در کمتر جایی پیدا می شود یکی از این عادات تخریب نخبگان و عزیزانی است که می توانند چنان به پیشرفت بهبهان کمک کنند که ما را از خیلی از شهرها و امکاناتشان بی نیاز و یا حداقل کم نیاز می کند. پزشک خبره، زاده ی همین سرزمین را به اتهام اینکه پدرش بی سواد، بنا، سبزی فروش، کارگر شهرداری و … مسخره کردیم و با کلمه ی معروف ( پُس فلونکی …) از خود رنجاندیم و آنقدر از او انتظارات بیجا داشتیم تا علیرغم میل باطنی بسیاری از این عزیزان، به آنها فهماندیم بهبهان جای پیشرفت و خدمت نیست. و جالب تر اینجاست همین مردم ساعت ها و پول ها را خرج می کنند و رنج سفر را تحمل می کنند تا بتوانند توسط همین عزیزان در شهرهایی مثل اهواز، شیراز و حتی تهران ویزیت شوند. البته باید یادآور شوم که دلایل دیگری برای عزیمت برخی پزشکان وجود دارد ولی این رفتار ما مردم نیز بی تاثیر نبوده و نیست پس حداقل ما مردم نه تنها سهم خود را در ترغیب برای ماندن این عزیزان اجرایی نکرده ایم بلکه بعضا باعث ترغیب برای رفتن آنها نیز شده ایم. پس، از ماست که بر ماست.

mardom-behbahan
نمایی از خیابان آصفی بهبهان

سطح شهر را که نگاه می کنید علاوه بر مبلمان شهری ضعیف که به عهده ی مسئولینی است که مستقیم یا غیر مستقیم خود ما مردم انتخابشان کرده ایم ( که در همین زمینه انتخاب هم ایرادات زیادی بر مردم شریف بهبهان وارد است که در ادامه خواهد آمد)، ما مردم هم بر نازیبایی شهر افزوده ایم، چنان آشغال های خود را از پنجره خودروها رها می کنیم که انگار کف خیابان سطل زباله است. بعضی عزیزان یک جعبه نسبتا بزرگ فلزی برای قرار دادن آشغالهایشان درب منزل گذاشته اند و این موضوع کمک می کند تا زباله ها توسط گربه ها پخش نشود ولی قریب به اتفاق مردم نه تنها این کار نکرده اند بلکه برایشان مهم هم نیست که چه ساعتی آشغال های خود را درب منزل می گذارند و شایدبیان این موضوعات کمی خنده دار به نظر برسد ولی باور بفرمایید اینها اولین اصول رعایت قوانین شهروندی است که ما یا نمی دانیم یا نمی خواهیم  به آنها تن دهیم. خدا را شکر که ما تفرجگاه آنچنانی در اطراف بهبهان نداریم که اگر داشتیم برخی از ما مردم از خجالت آنها نیز در می آمدیم. پس، از ماست که بر ماست.

بعضا از این دلخوریم که چرا مسئولین نمی توانند سرمایه داران بهبهانی را برای سرمایه گذاری در بهبهان متقاعد کنند یا حتی چرا خود این عزیزان این کار را با پیش زمینه علاقمندی به شهرشان انجام نمی دهند ولی هیچ وقت به این موضوع فکر نکرده ایم که همین سرمایه داران از خود ما مردم اند و وای به روزی که بخواهند در این شهر هزینه ای بکنند که هزار انگ دزدی و مال مردم خوری به آنها می زنیم و یا اگر اینکار را نکرده باشیم حداقل از آنها برای این سرمایه گذاری حمایت لازم را نکرده ایم در برابر بعضی فشارها  … (با عرض پوزش این سه نقطه را نمی توانم عرض کنم، ولی کیست که در بهبهان زندگی کند و نداند این فشارها از کجاست و توسط چه گروهی است.) شهرهای دیگر مثل دزفول دست اینچنین عزیزانی را چنان به گرمی فشرده که شوق سرمایه گذاری سایرین  را دوچندان می کند ولی بدون رودبایستی باید عرض کنم بسیاری از ما مردم بهبهان تنگ نظریم. پس، از ماست که بر ماست.

در زمینه زوال ادبیات بومی این سرزمین هم که سخن ها گفته شده، فقط یادآور شوم که سهم عمده ای از این نابودی را خود ما مردم بهبهان رقم زده ایم. پس، از ماست که بر ماست.

در زمینه انتخاب مسئولین که شاید یکی از عمده ترین نقاط ضعف ما مردم بهبهان است حرف های زیادی هست. از جمله اینکه نخبگان که از خود مردم اند بعضا کنار می کشند و شاید یک  دلیلش عدم حمایت توده مردم و عدم تشویق آنهاست چون بدون رودبایستی باید عرض کنم ما مردم بهبهان کسی را می خواهیم که یا جنجال سیاسی بلد باشد یا قول انجام کار شخصی مان را از وی گرفته باشیم یا هم ولایتی ما باشد و یا … حال اگر این مشکل هم برطرف شد و یک نخبه و کسی که بتواند کاری برای این شهر انجام دهد کاندیدا شد، آنچنان با میزان استقبال کم روبرو می شود به گونه ای که باعث سرخوردگی سایر نخبگان می شود ولی او که رسالت خود را انجام داده است و شاید  جرمش فقط نداشتن پارامترهای نابجای ما مردم است. پس، از ماست که بر ماست.

از دیگر مشکلات اساسی بسیاری از ما بهبهانی ها این است که به هیچ وجه هوای همدیگر را نداریم. اگر یکی مان باسوادتر و لیاقت بیشتری را برای تصدی یک پست داشت معرفی اش نمی کنیم و بعضا تخریب را هم در پیش می گیریم. خواسته یا ناخواسته باید این اتهام را بپذیرم چون واقعا اینگونه ایم که اگر نبودیم وضعیت مان نیز اینچنین فضاحت بار نبود. پس، از ماست که بر ماست.

و آخرین و شاید مهمترین ایراد بسیاری از ما مردم بهبهان : بی تفاوتی به اتفاقات شهری است، فقط در همین حد که می توانیم در کوچه، بازار، تاکسی و … غر بزنیم و فحش نثار مسئولین کنیم ولی به خودمان زحمت مطالبه و اعتراض مدنی و قانونی به مسئول مورد نظر را نمی دهیم. فقط می نالیم و می نالیم و می نالیم و زمانیکه متهم به بیخالی می شویم جمله معروف ” کر به ما چه، بیکاریه ؟؟!!! ” را پاسخ می گویم. آری اینها گوشه ای از خصلت های زشت ما مردم فهیم بهبهان است. چه بخواهیم ، چه نخواهیم ….

سخن ها از بی کفایتی بسیاری از مسئولین این دیار زیاد است کما اینکه مرحوم سید فرمود : ” گفتری ای شهره نبکارن ” ولی فراموش نکیم که:

 اولا طیف عمده ای از این مسئولین از مردم همین شهرند و ثانیا خود مردم شریف بهبهان هم در این عقب ماندگی سهم عمده ای دارند.

    سلام و درود
    ممنون بابت مطلبتون
    به یک شعر از مرحوم سهراب بسنده میکنم که هر مخاطبی برداشت آزادانه کنه.
    جای مردان سیاست بنشانید درخت/تا هوا تازه شود

    سلام. به نظر من گاهی اوقات انسانها بهتره اگر اشکالی درونشون دیدن خوداستیضاحی کنن. بعد به فکر استیضاح دیگر مردم برن.

    با تشکز از بیان مشکلات فرهنگی مردم بهبهان اما ایکاش به این نکته نیز اشاره می کردید که از بس مردم بدقولی و فراموش کاری از مسولین دیده اند که دیگه بی خیال همه چیز شده اند وقتی شهرمان را با شهری همچون دزفول ماهشهر … مقایسه می کنم به حال خودم افسوس می خورم

    درود بر امین عزیز
    اتفاقا آنقدر مردم پیگیر و به اصطلاح سمج نبودن که مسئولین هم به راحتی طفره رفتن و بدقولی کردن، ما باید بپذیریم که دزفولی ها در مدیریت شهری از ما جلوترن و رفتار شهرنشینی بهتری نسبت به ما دارند و شاید همین تاسف خوردن ها برای ما زنگ خطر و بیدار باشی بشه، انشاالله …

    با سلام بله موافقم تا نگرش مردم بهبهان تغییر نکنه نمیشه شهر را آباد کرد تا فرد فرد جامعه خودشونو اصلاح نکنند جامعه اصلاح نمیشه. مسئولین هم جزئی از مردمند. از ماست که بر ماست.

    درود بر سجاد…. واقعا همینه که گفتی….. نمیشه این نسل همشون از بین برن!!!!! یا شستشوی مغزی داده بشن !!!؟یه جوری کروموزم تنگ نظری انتقال داده نشه!!

    باسلام همیشه بایدازیک نقطه شروع کرد تابه هدف رسید واین مطلب شروع خودشناسی وتلنگری است بربیداریمان راه سختیس ولی هموارشدنی بیادداشته باشیم ماازدیگران چیزی کمترنداریم فقط همت تلاش لازمه رسیدن به جامعه دلخواهمون مرسی ازمطلبتون عالی
    بودولی کافی نیس

    سلام .واقعا به جا بود ولی از این درد مزمن خیلی کم گفتید
    اشاره ای کوچک می کنم همه قضاوت کنند.
    روزی ازروزها یه شخص غیربومی اومد اینجا کاندید شد بهبهانی ها رأی ندادند وگفتند به من چه ومثل همیشه صحنه رو خالی کردن وپای صندوق ها نرفتن وطرف نماینده شد (قصد جسارت به اون آقای محترم رو ندارم ) بعد همین مردم با کوچکترین اتفاقی نماینده یاد شده را متهم می کردند. یادم می اید پول شخصی توماشینش جلو بانک گم شد طرف مستقیما به نماینده فحش داد همین مردم ادبیاتی از این قبیل که اینجا جای ماندن نیست و این چه شهریه که ما داریم وقحط رجال است ،طلبکار بودند . همین مردمی که پای صندوق نیومدند زودتر از بقیه پیش همین نماینده یاد شده می رفتند وبرای فرزندان خود دخیل والتماس می کردند . اسمش رو شما بذارید مردم …..
    تو خود حدیث مفصل بخوان
    اتفاقا مشکل از خود مردمه .البته این مختص بهبهان تنها نیست . رسیدن به توسعه یه روند طولانیه. مشارکت اجتماعی فرهنگی سیاسی می خواد . دغدغه می خواد . درد می خواد درک می خواد . باری به هرجهت نمی خواد . البته به نظر من مردم باید آموزش ببیند چرا که محور توسعه است(به غیر از این عامل بقیه استیضاح تون درسته) . آقای فرجیان عزیز من از این مردم ناامیدم با هزار تلنگر هم بیدار نمی شوند . چون خود را به خواب زده اند . امیدوارم تلاش شما کارگر اوفتد ولی انتظار خبری نیست مرا . اینایی که تو خاتم رفتن سر کار منافع شخصی شون شاید برای چند صباحی تأمین بشه ولی چون کلیت قضیه رو در نظر نگرفتن کل دانشگاه با زوال روبرو شده . اون از بی تعهدی اینم از خود خواهی . کل را فدای جز کردن ویران کننده است.
    قاصدک در دل من همه کورند وکرند . انتظار خبری نیست مرا

    با تشکر از آقای فرجیان پور برای مقاله استیضاح مردم بهبهان. همچنین آقا یا خانم ” درد نهفته” نیز تکمیل فرمودند.
    به نظر من ریشه اصلی بیشتر مشکلات از مردم آن جامعه است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک سال پیش