*پیشگفتار* :
خودشیفتگی ،آنچنان که از فحوا و مضمون اصل واژه پیداست نوعی علاقه ، دلبستگی و خودپسندی اضافی و شدید به شخص خود است ، آسیب شناسی و ذکر مجموعه ویژگی های شخصیتی افراد خودشیفته که کم و بیش و بدرجات مختلف ، ممکن است در برخی افراد و مدیران وجود داشته باشند ، هدف این نوشته و رویکرد تحلیلی است، نوع حاد و افراطی خود شیفتگی منجر به بیماری روانی اختلال شخصیتی می شود. واژه لاتین آن ، نارسیسم است که جهت آشنایی با آن ، لازم است با داستان ذیل آشنا شویم،

*مقدمه تحلیل* :
در افسانه ای یونانی ، پسر جوان و خوش سیمایی به نام نارسیس وجود داشت که هیچ دختری را تحویل نمی گرفت و حتی آنهارا تحقیر هم می کرد ، نمیسس ، اسطوره و خدای انتقام از متکبران ، این موضوع را متوجه شد و کاری کرد تا نارسیس به کنار یک برکه برود ، نارسیس وقتی اولین بار تصویر خود را در آب دید عاشق آن شد ، بدون اینکه متوجه شود که صرفا یک تصویر می بیند ، یک روز طاقت نیاورد و خود را در آب انداخت تا عکس زیبا را بگیرد ، چون شنا بلد نبود ، غرق شد ، بعدا ،در آن محل گلی سبز شد که آن را نارسیسیم می نامند ( ما هم به آن گل نرگس می گوییم )ربط دادن این گل به این داستان درس آموز ظاهرا از این روست که گل نرگس شبیه چشم است و نارسیس فقط به چشم خویش نظر دوخته بود .
*خصائل مشترک خودشیفتگان از دیدگاه جامعه شناسی ؛* :

۱- خصیصه ی اصلی
افراد خود شیفته و فرصت طلب ، اینست که توانایی خود را چند‌ین برابر بیش از آنچه واقعیت دارد ، تخمین زده و بروز می دهند، به تعبیری دیگر، دچار توهم توانایی اند.!! و در خودبزرگ بینی و تصویر بزرگ نمایی شده از خود ، حرف اول می زنند. و نسبت به توانایی و دستاوردهای سطحی خویش ، حس مبالغه آمیز دارند. پدیده ی خودشیفتگی ، جمع نامتجانس ضدین است ، در ظاهر دچار خود بزرگ بینی و تصویر‌ دروغین توانایی برترند لیکن در خفا و باطن ، با احساس حقارت ، پوچی ، بی معنایی و بعضا افسردگی و بیماری روحی و روانی مواجه اند و از غصه ی اعتماد بنفس شکننده و بسیار آسیب پذیر ، رنج می برند. !!
۲- رفتار افراد خود شیفته ، ‌آغشته به غرور ، رشک ، حسد و تکبر افراطی است لذا ،غیر قابل انعطافند و خوی سلطه جویی دارند و همواره موفقیت های معمولی خود را بزرگتر از آنچه هست جلوه می دهند‌ و برای آن ، جار و جنجال تبلیغاتی وسیع ،راه می اندازند.!!! و اما یکی از نشانه های شناسایی مدیران خودشیفته ؛ اینست که از بودجه عمومی ، بعضی از رسانه ها را اجیر و برای بزرگ جلوه دادن توفیقات کم مقدار خود ، تبلیغات پر‌هیاهو راه اندازی می نمایند.
۳-خصلت ویرانگر دیگر افرادح خودشیفته ، اینچنین است که در همه احوال و در همه چیز به تحسین و تمجید شدن بی رویه از جانب دیگران ، نیاز عمیق دارند، داشتن حرص و ولع زایدالوصف و بیمارگونه، برای تحسین شدن و متمایل به بودن در مرکز توجه و تمایل به دریافت برخورد خاصی که آنها را در سطح بالاتری نشان بدهد ، شناخته می شوند، اعتیاد به خودستایی مستانه و عشق افراطی به خود و تکیه بر خود انگاشته های درونی افراد خودشیفته ، زبانزد خاص و عام هستند!
۴-این قبیل افراد نه تنها با مردم‌تعامل و همدلی و سر سازش ندارند، بلکه در کنش و واکنش ها ، ملت شریف ایران را تحقیر می کنند و در روابط اجتماعی ، اغلب، در کسوت گوینده و متکلم وحده و بسیار پرگو ظاهر می شوند و ترجیحا ،ساکت نمی مانند.! و در شرایط استرس زا ، تهاجمی رفتار می کنند.! این افراد متوهم ، معتقدند که از طبقه ای خاص و بهتر از دیگران هستند. و ژنی برتر دارند و مردم هم درجه دو هستند و از اطرافیان انتظار دارند که این برتری را عملاح برسمیت بشناسند ، افراد خودشیفته بطور مزمن ، خودمحورند و چنانچه روزمره مورد تحسین و تشویق و خود محوری قرار نگیرند ، دمق گشته و دچار اختلال روانی شده و به پرخاشگری و ناسازگاری در روابط و تشنج آفرینی با پرسنل خود یا اربابان رجوع ، مبادرت می ورزند.
۵- توهم دانایی : آنها علاوه بر اینکه ، ۱- برای‌ تامین خوراک روحی ، بطور دائم منتظر تعریف و تمجید دیگران هستند و ۲-در عقبه ، ظاهر پر سر و صدا و پر طمطراق این افراد از خود راضی ، اعتماد به نفسی شکننده و فریبنده وجود دارد ، و۳- همواره رفتاری متکبرانه دارند و از بالا به پائین نگاه می کنند ، بخاطر خود بزرگ بینی ، باور دارند که فردی خاص و تافته ی جدا بافته ای هستند ، دانا و عالم همه چیز دان و همیشه ، حق به جانب هستند ، در حالی که بواقع امر، کم سوادند و‌اگر مدارک و مدارج و القاب دهن پر کنی هم یدک می کشند . عموما رانتی‌ و بی بنیه و در مدتی کوتاه بدست آورده اند. رمز آسان شناسایی خودشیفتگان ، اینست که فاقد علم روز و دانش واقعی و غیر رانتی بوده و با اطلاعات سطحی و کاذب ، در مورد همه چیز ، اظهار نظر عالمانه می کنند. و باصطلاع ، نخود هر آشی در عرصه علوم می شوند.!!
۶- خصیصه زیانبار دیگری که افراد خودشیفته دارند اینست که از قبول شکست و اشتباه در زندگی ، بشدت بدشان می آید و در کارهایی که موفق می شوند هم ، زیاد اغراق می کنند ، و گوش فلک را از توفیقات آبکی خود ، کر می نمایند.

۷-و خصلت زننده دیگر این قماش آدم ها ، این گزینه است که نسبت به انتقاد ، بسیار حساس بوده و به فرد منتقد واکنش شدید نشان می دهند و حتی از برخورد فیزیکی و تند خویی و رفتارهای تکانشی و تلافی جویانه با منتقدان خود هم هیچ ابایی ندارند.!!!!! نشانه رویت این خصلت ، شکایت از رسانه های مطالبه گر و سرکوب قضایی افشاگران ، می باشد.!
۸- مهارت شان در مقدس مآبی ، در حد اعلا بوده و در تظاهر به دین ، گوی سبقت را از همه‌ می ربایند ، در مراسمات مذهبی درصفوف اول ، رخ نمایی می نمایند و دین را‌ ابزار قدرت یابی بیشتر و از ملزومات حفظ میز خودک می دانند.! و در خفا ، آن کار دیگر می کنند ، همین ها ، با رفتارشان و ادبیات گفتاری شان ، برخی دانسته ( نفوذی ها) و برخی ندانسته ( نادانان )در بیزاری مردم از دین و نماد های دین ، همچون روحانیت اصیل و مراسمات عاشورا و لیالی قدر ، رل اصلی را بازی می کنند!! این جماعت ، خیل جوانان را عملا به دین گریزی ، تشویق کرده اند.!
۹- چینش پرسنل زیر مجموعه خود را ، آگاهانه کم سوادتر از خود و عمدتا از
میان کوتوله ها انتخاب و از ارتقاء منطقی مدیران زیر مجموعه اش ، بشدت ممانعت بعمل میآورند، به تعبیری دیگر ، برای‌اینکه در ساختار مدیریتی برجسته و بزرگتر‌ از آنچه هست ، دیده شوند افراد نا لایق تر از خود را دور و بر خود جمع می کنند.!!!معیار شناسایی خودشیفتگان در سیستم های حکمرانی کشور ، استخدام فله ای اقوام ، هم باندی و همشهری شان می باشد. مدیر خودشیفته از شایسته سالاری به انحاء مختلف می گریزد.! به فرمایش مولانا،
هرکجا هدهد دانا برود کنج قفس – جغد ویرانه نشین مرشد مرغان بشود.!
۱۰ – چون از دانش روز محرومند و در مدیریت شان ، نوآوری ندارند و بی برنامه عمل می کنند‌ ، بیشتر وقتشان صرف جلسات طولانی مدت ، و بی فایده و بعضا مضر و ژست علمی گرفتن می گردد.و علاقه وافری به شرکت در مراسمات مذهبی و ماموریت های خارجی و همچنین برگزاری همایش های پر هزینه ، بی ثمر و تبلیغاتی دارند.!
۱۱-‌خصلت چشمگیر و کاملا قابل دیداری و مشاهده دیگر افراد مبتلا‌ به اختلال خود شیفتگی ، اینست که شیفته بدن شان هستند و به وضعیت ظاهری بدن و لباس پوشیدن خود و ست بودن آن ، بسیار اهمیت می دهند و صفت بارز دیگرشان اینست که از بهره کشی جنسی دیگران ، دریغ نمی ورزند،!!!
۱۲- جماعت مدیران خود شیفته چون فاقد عناصر صداقت ، دانایی و تعهد به وطن هستند ، براحتی دچار وادادگی وخوراک و طعمه سازمان های جاسوسی دنیا ، از جمله صهیونیسم ، انگلیس ، روسیه و آمریکا ، جهت جاسوسی و خیانت به آرمان ها و منافع نظام جمهوری اسلامی می گردند. ترورهای چند سال اخیر صهیونیسم جهانی در ایران ، موید این ادعاست.!! سرانجام ، صفات افراد و مدیران خودشیفته ، مصداق قضاوت حضرت مولانا در دفتر سوم‌است ، ۱- کور دور بین. ۲- کر تیز شنو. ۳- برهنه‌ درازدامن.!
*تحلیل راهبردی تبعات مدیریت خودشیفتگان* :

النهایه آسیب های این اختلال روحی ، اخلاقی و فرهنگی بصورت نهان و آشکار در شرایط فروپاشی اقتصادی و تزاید فقر عمومی ، منحنی آن سیر صعودی بخود می گیرد و موجبات عقب ماندگی و انحطاط بیشتر جامعه را فراهم می آورد ، این کجروی ها بصورت ساده و یا افراطی و بدرجات مختلف در جماعتی از مدیران سیاسی و اجتماعی بوفور مشاهده می گردد ، دافعه شخصیتی افراد ِخود شیفته از جاذبه آنها ، بمراتب بیشتر است . حضور افراد خود شیفته در مناصب اداری ، از اعتبار و عزت آن اداره کاسته و موجبات نارضایتی اربابان رجوع را فراهم می آورند و به سرمایه اجتماعی نظام جمهوری اسلامی ، خسران جبران ناپذیر تحمیل می نمایند ، مدیران خودشیفته، خود را مهم تر و برتر از سایرین می دانند و پیوسته در رفتارها و تصمیم های خود ، استراتژی ها و تاکتیک هایی را بر می گزینند که همواره ، این تصویر و خصلت ذاتی شان را تقویت کند، به همین علت بنیادین است که اینگونه مدیران در عرصه مدیریت و اجرای پروژه های محلی و ملی از انتخاب مشاورین مستقل و سفارش ناپذیر و دانا و تخصصی ، بشدت پرهیز می نمایند ، چراکه دچار توهم دانایی اند، و خود را از اتاق فکر مشورتی و پیشرفت های شتابان علمی و نظرات دانش بنیان ها ، مبرا و بی نیاز می پندارندچون دارای یک ویژگی فطری و شخصیتی هستند که فقط و فقط خودشان و عقایدشان را متعصبانه می بینند و به خود اجازه می دهند که به جای همه ، تصمیم بگیرند، خاطر نشان می گردد میزان و سطح خودشیفتگی مدیران با کیفیت دانایی شان ، رابطه معکوس دارد ، همچنین‌با تعهد‌ و انضباط هم رابطه معکوس دارند به همین علت بی جهت نیست که تمایل شدید اکثر این قبیل مدیران به مدیریت فردی و مشورت ناپذیری و تکروی در تصمیم گیری هاست ، نشانه کشف این خصوصیت در مدیران ، اینست که از فعالیت تیمی و گروهی بیزار و از تشکل های مردمی و سمن ها ، متنفرند.

در جوامعی که عنصر فرهنگی فردیت ، حائز اهمیت و ارزش تلقی می گردد ، خصلت خودشیفتگی ، رو به ازدیاد است، ناگفته نماند که عدم تاسی به دانش متخصصین و کارشناسان امر ، از این خصلت و ویروس قدرت و میز ، نشئت میگیرد ، تنزل دائمی نمودارها و شاخص های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی در همه ی بخش ها در ایران، و سلب حقوق حقه طبیعت و محیط زیست انسانی و نباتی ریشه در این اختلال شخصیتی دارد ، یک ویژگی شخصیتی که فقط و فقط خودشان و عقایدشان را متعصبانه می بینند و به خود اجازه می دهند که با ژست قهرمانانه، به جای دیگران ، تصمیم بگیرند، یکی از ۹ علائم و نشانه بیماری وخصوصیات خودشیفتگی ، نیاز شدید و مستمر به تحسین و تمجید دیگران و باور به منحصر به فرد بودن است، لذا مدیرانی که دچار این ناهنجاری شخصیتی و روانی هستند ، اتوماتیک وار و فی نفسه ، افراد چاپلوس ، ریاکار‌ و بله قربان گو را دور و
بر خود جمع می نمایند‌ تا دائما خصلت خود بزرگ بینی کاذب او را ارضاء و شارژ نمایند و پیوسته مورد تمجید قرار دهند ، حتی اگر تمجیدها ، اغراق آمیز و آشکارا ، دروغ باشند، ‌این قبیل مدیران جاهل ، جاذب پرسنل ریاکار و چاپلوس و چند شخصیتی و‌کم سواد هستند‌، لذا این دسته مدیران که در حاکمیت ، کم نیستند بلکه به کثرت هم دیده می شوند ، از تعهد و میثاق خود با مردم و رسالت اصلی خود که همانا ، خدمات بی ریا و صادقانه است، طفره می روند و لذا از ارائه کارنامه خوب باز می مانند و چون دچار توهم دانایی ‌هستند ، افراد باهوش و دانامحور را هم در سیستم تحت مدیریت خود ، تاب نمی آورند ، به همین علت‌‌است که شاهد تجمیع کوتوله ها ، پخمگان و چاپلوسان ، در برخی حوزه های خاص خواهیم بود ، و از سوی دیگر شاهد فرار میلیونی مغزها به خارج هستیم، مسئولین خودشیفته ، در اتحادی نانوشته با جاسوسان داخلی صهیونیسم ، عملا و ناخواسته ، با عملکرد ضد مردمی شان، آب به آسیاب دشمنان غدار خارجی می ریزند ، تسلسل بحران های اخیر و ناهنجاری های بیشمار جامعه ایران در حوزه های مختلف ، از جمله در شکستن غرور ملی ، فروپاشی ساختمان پلاسکو ، در خارج شدن قطار از ریل ،‌در رخداد دروازه قرآن شیرار ، در تورم افسارگسیخته و بیکاری مزمن ، در اختلاس های نجومی ، در اقتصاد مافیایی و سلطان محور ، در تولید ارابه مرگ و خودروی های پرمصرف وطنی و کثرت تصادفات جاده ای و در حوزه سلب امنیت سلامتی و چالشهای امنیت غذایی جامعه و از جمله در تاراج آب استراتژیک ، هجوم ریزگردها و تجاوز بیرحمانه به حریم طبیعت و مافیای سدسازی و انتقال بیرحمانه آب میان حوزه‌ای بدون پیوست های زیست محیطی واقعی و مجوز های دستوری محصول لابی ها و طناب کشی های منابع قدرت ، از نقیصه و بیماری خسارت بار‌خودشیفتگی ، حکایت دارد۰۰ همچون انتقال آب های میان حوزه ای چهارمحال بختیاری و خوزستان ، موضوعات ضد زیست محیطی میان کاله ، سد شور کننده آب گتوند ، سد مخرب چم شیر ، فاجعه مارون ۲ ،‌ابر پروژه دات ترکیه روی ارس ، کاهش حقابه هیرمند، ابر فاجعه دریاچه ارومیه ، طرح نابودی‌تالاب های هورالعظیم و شادگان و ….. که متعاقب‌ تسلسل این ناهنجاری های مخرب ، اکثریت مردم انقلاب کرده را از قطار انقلاب ، پیاده کرده اند و توسعه پایدار ایران اسلامی را از ریل ، خارج نموده اند.‌
جماعت خودشیفتگان ، به انحاء مختلف ، متاسفانه ایران را‌به وضعیت بحرانی انفجار اجتماعی و خیزش های کور و نافرمانی فراگیر از فرامین حکومتی ، سوق داده اند ، پاشنه آشیل نظام جمهوری اسلامی ، متاسفانه خورستان مظلوم و ضایع شده است.!!
باتقدیم احترامات فائقه تقدیم عاشقان سربلندی و اقتدار جمهوری اسلامی ایران .!!!