معمولا سیاه و سفید نوشته ام، چون در موارد بسیاری تیرگی بر این شهر سایه افکنده است. شهری که ادعای نخبه بودن مردمش گوش فلک را کر کرده و در طول تاریخ خود، داعیه دار تمدن بوده است. شهری با فرمانداری ویژه که اکنون از گذشته خود چیزی به ارث نبرده است. مردمش مومن و اهل حساب و کتاب اما سر به زیر به معنای منفی آن. مردمی که فقط مال خود را سفت چسبیده و اغلب قریب به اتفاقشان به مسائل پیرامونی هیچ واکنشی بجز غر زدن و گفتن جمله معروف ” کر به ما چه!” نشان نمی دهند.

این رفتار اجتماعی بهبهانی ها، شهر متمدن بهبهان را به حال و روز کنونی کشانده است. شهری که داشته هایش زیاد اما چه فایده! داشته های علمی، هنری و … بهبهان زبانزد خیلی هاست اما صورت بهبهان در بیرون با سیلی سرخ است و در درون خانه آه در بساط ندارد. در سالهایی اخیر گویی همه از این وضعیت خسته شده اند، نابسامانی های وضعیت شهر، از مبلمان شهری گرفته تا بی اخلاقی های گاه و بیگاه بعضی ها، مردم گوشه نشین بهبهان را هم دارد وارد گود تکاپو می کند. رشد انجمن های فعال مردم نهاد در بهبهان در چند سال گذشته گواهی است بر این مدعا. انجمن هایی که انگار دارند نقش گالیله را در دوران خود، بازی می کنند. اینها همان بارقه های امید بهبهان است، امیدی که امیدواریم ناامید نشود.

یکی دیگر از انوار امیدواری در سالهای اخیر، حضور جوانانی خوش فکر در برخی ادارات است که جور کرختی و بی حوصلگی مدیران ساکن و ریسک ناپذیر را بدوش کشیده اند. این امید زمانی رنگ درخشان تری می گیرد که می شنویم: فلان مدیر دارد بازنشسته می شود.

هنرمندان بهبهان هم که بارها ثابت کرده اند اگر فضای مناسب فراهم باشد، خوش می درخشند. این سالها هنرمندان بهبهان، تالارهای بهبهان را پر از علاقمندان موسیقی و تئاتر کرده اند و نشاطی روح افزا را به شهر تزریق کرده اند. این روز ها هم تئاتر فوق العاده زیبای “رینارد روباهه” اوج هنرنمایی هنرمندان این دیار را به تصویر کشیده است.

الحمدالله وضعیت شورا هم با پادرمیانی و ریش سفیدی بزرگان شهر (!)، در حالت آتش بس قرار دارد و شورا نشینان با همه انتقاداتی که برشان وارد است فعلا شمشیرها را غلاف کرده و به ظاهر لبخند بر لب دارند که همین هم برای شهر خسته و راکد بهبهان غنیمتی است، شاید این روبوسی ها و لبخندهای مصنوعی هم بتواند گرهی از کار این شهر باز کند که انگار دارد یک خبرایی می شود انشاالله.

از دیگر نکات مثبت این روزهای بهبهان می توان به رنگ و لعاب هنرمندانه در و دیوارهای برخی نقاط شهر اشاره کرد که الحق و الانصاف بسیار زیبا و آرامش بخشند. امیدواریم این نقاشی ها به همه جای شهر سرایت کند تا روح و روانمان کمی تلطیف شده و از هوای گرم این روزها لذت بیشتری ببریم.

حرکت قابل ستایش دیگر این روزهای بهبهان، پیگیری برای پایین آوردن تابلوهای زشت و بدقواره برخی مغازه هاست که از همین جا از شهرداری بهبهان بخاطر آغاز این حرکت و آن حرکت (نقاشی دیوارها) تشکر ویژه کرده و دست زحمتکشان این عرصه را به گرمی میفشاریم و امیدواریم تا آخر و با قدرت هر چه تمام تر به این اتفاقات مبارک ادامه دهند و از شورای یکدست این روزها، هم میخواهیم که قاطعانه از این حرکت های مثبت حمایت کند و موانع را برای ایشان از پیش روی بردارد.

این روزها، اگرچه نور امید در چند جبهه به چشم می خورد ولی هر کاری برای این مردم انجام شود کم است. مردمی که با وجود مقصر بودن در بسیاری از عقب ماندگی های بهبهان، هنوز هم پای این شهر گرما زده و عقب مانده ایستاده اند و مثل خیلی ها عطایش را به لقایش نبخشیده اند.