سال ۹۴ است و پیش بینی ها حاکیست که پایان امسال انتخابات متفاوت و پرحاشیه ای را در بهبهان شاهد باشیم ، مشخصا بعد از رقابت سنگین تنها یک نفر شانس حضور در بهارستان و تکیه بر کرسی بهبهان را خواهد داشت و از این جهت در این یادداشت سعی میشود به یکی از چالش های بعد از پیروزی نمایندگان ادوار مجلس اشاره و برخی ابعاد آن بررسی شود.

از جمله مباحثی که در سال‌های اخیر خصوصا در دوره پیش روی انتخابات مجلس شورای اسلامی، اذهان عمومی را متوجه خود ساخته، و حاشیه های زیادی را در میتینگ های انتخاباتی کاندیداها ایجاد کرده است ، مبحث”حدود وظایف، اختیارات و محدودیت های نمایندگان مجلس شورای اسلامی” است.
بی شک اگر به قانون اساسی رجوع کنیم در میابیم که مجلس شورای اسلامی از حدود اختیارات و تعهدات ثقیل و بسیار حساسی برخوردار است که به دو بخش اصلی تقنین و نظارت بر اجرای قانون تفکیک می‌شود.میتوان گفت بسیاری از مردم از وظایفی که قانون بر عهده  نمایندگان مجلس گذاشته است، شناخت کافی ندارند! و از نماینده مجلس انتظاراتی دارند که باید از یک مدیر اجرایی داشته باشند ، اما اگر بدنبال دلیل این توقع باشیم به دلایل مختلفی میرسیم که از جمله آنها می‌توان به وجود برخی شبهات و کلی‌گویی‌ها در قانون همچون موارد درج شده در برخی اصول  قانون اساسی و همچنین ضعف آگاهی عمومی درخصوص حدود وظایف و اختیارات نمایندگان مجلس شورای اسلامی اشاره کرد.

نمونه کلی گویی های قانون اساسی:

اصل ۷۶  قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران:
مجلس شورای اسلامی حق تحقیق و تفحص در تمام امور کشور را دارد.

اصل ۸۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران :
هر نماینده در برابر تمام ملت مسئول است و حق دارد در همه مسائل داخلی و خارجی کشور اظهار نظر نماید.

اصل ۹۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران :
هر کس شکایتی از طرز کار مجلس یا قوه مجریه یا قوه قضاییه داشته باشد، می‌تواند شکایت خود را کتبا به مجلس شورای اسلامی عرضه کند. مجلس موظف است به این شکایات رسیدگی کند و پاسخ کافی دهد و در مواردی که شکایت به قوه مجریه و یا قوه قضاییه مربوط است رسیدگی و پاسخ کافی از آنها بخواهد و در مدت مناسب نتیجه را اعلام نماید و در موردی که مربوط به عموم باشد به اطلاع عامه برساند.‏

متاسفانه به علت این کلی گویی ها در قانون اساسی و عدم وجود قوانین شفاف از یک سو و از سوی دیگر سوءاستفاده از ابزار نظارتی قوی مجلس بر دولت ،در این بین شاهد تناقضاتی در عملکرد نمایندگان مجلس نیز هستیم که نماینده از یک طرف برای فرار از دست مطالبات و شکایات مردمی از دستگاه های اجرائی حوزه انتخابیه در مواقعی که تشخیص دهد وظایف خود را صرفا قانون گذاری و نظارت بر قوانین عنوان کرده و از طرف دیگر با سوءاستفاده از ابزارهای نظارت بر دولت که در دست دارد بعضا در کوچکترین امور اجرائی و کلیه عزل و نصب های حوزه انتخابیه دخالت مستقیم کرده و افرادی غیرمتخصص و بعضا با تخصص بیربط را بر مسند مدیریت شهرستان میگمارد که بله قربان گوی صرف باشند، اما پای شکایت مردم از همین مدیران انتصابی با رانت نماینده که باز میشود ،نماینده خود را بهیچ عنوان پاسخگو ندانسته و به وظایف نوشته شده در قانون پناه میبرد.اما چه نماینده ای به دنبال انتخاب چنین مدیرانی است؟

بی شک بهترین تبلیغ برای یک نماینده مجلس عملکرد اوست.
<<چو صد آید ، نود هم پیش ماست >> ، اگر نماینده مجلس عملکرد قابل قبولی داشته باشد قطعا رضایت عمومی و متعاقبا رای مجدد مردم را نیز در پی خواهد داشت .لذا نماینده ای که در طول دوره نمایندگی مجلس از عملکرد خوبی برخوردار نباشد برای تضمین حضور در دور بعد معمولا به ناچار انتحاری عمل کرده و دست به مهره چینی های انتخاباتی و غیر کارشناسی در پست های مدیریتی حوزه انتخابیه خواهد زد ، لیکن نتیجه انتحار مشخص است << نابودی شهر و شخص نماینده >>
با این تفاصیل یک نماینده توانمند، مردمی و دلسوز نماینده ایست که وقتی منافع عمومی حوزه انتخابیه اش به خطر می افتد با استفاده از ابزار نظارتی که در دست دارد برای حفظ منافع عمومی حوزه اش تلاش کند و نه در جهت منافع شخصی !!!

مع الوصف به نظر نگارنده نماینده مجلس یک سری وظایف نوشته شده و مشخص دارد که همان وظایف تقنینی و نظارت بر اجرای صحیح قانون است و یک سری وظایف نانوشته هم هستند که وجود خارجی دارند .
“نماینده مجلس پل ارتباطیست بین مردم حوزه انتخابیه و دولت “
اصولا اگر نیاز بود که نماینده مجلس فقط قانون گذار باشد بدنه حاکمیت میتوانست از میان افراد نخبه تعدادی را به صورت انتصابی جهت قانون گذاری به کار گمارد و دیگر انتخابات به اینصورت نیاز نبود .فلسفه انتخابات به روش موجود این است که نمایندگانی از مناطق مختلف کشور جمع شوند تا برآیندی از خواست کل کشور مشخص شده و در کنار آن هر منطقه نیز یک نمایند برای پیگیری امور منطقه ای در دولت و بدنه حاکمیت داشته باشد.

در پایان توصیه ای به همشهریان عزیز :

۱-از شناخت حلقه اول اطرافیان کاندیدا  می‌شود تا حدود زیادی به شناخت خود کاندیدا هم رسید . چرا که حلقه اول معمولا کسانی هستند که شورای مشورتی یک کاندیدا را تشکیل میدهند.
۲-مواظب باشیم کاندیدایی که چندین برابر حقوق کل دوره نمایندگی مجلس را هزینه تبلیغات میکند ،قطعا به مجلس به عنوان یک بنگاه اقتصادی شخصی نگاه کرده است !!!

امید است اینبار، انتخاباتی روشن و برپایه ی بهبهان گرایی در پیش رو داشته باشیم و منتخب اصلح، از تمام ظرفیت های موجود جهت پیشبرد امور شهر بهره گیرد.

إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم
خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملّتی) را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند!

به قلم : آقای هادی حسینی