انتقادی که گاه و بیگاه از نماینده محترم بهبهان می شود، این است که چرا در این سه سال فعالیت چشمگیری نداشته اید و بعضا پاسخ نماینده و یا اطرافیان ایشان این بوده که فعالیت هایی انجام شده، ولی مردم از آن بی اطلاعند! که این موضوع هم صد البته به ضعف روابط عمومی دفتر ایشان بر میگردد. حال در سال پایانی دوره نمایندگی جناب آقای شریعتی، دفتر ایشان بسیار در این زمینه فعال شده و قصد دارد تا این نقیصه را برطرف کند. بعد از برگزاری نشست خبری توسط نماینده محترم، اینبار متنی به قلم حاج محمدباقر شریعتی به دفتر ارگانیان ارسال شده که حاوی نکات جالب و قابل تاملی می باشد که در ادامه متن کامل آن خدمت همشریان عزیز ارائه خواهد شد. همانگونه که قبلا هم اعلام شد، وبسایت ارگانیان این آمادگی را دارد که از همه ارگان ها گزارش کار بگیرد و بعبارت بهتر : ارگانیان آمادگی دارد تا پل ارتباطی باشد بین مردم و مسئولین.

متن ارسالی، به قلم حاج محمد باقر شریعتی :

آیا شهر چند هزار ساله ما به پایان حضور خود در تاریخ نزدیک شده است ؟ آیا باید بپذیریم که منطقه ای با پیشینه درخشان تاریخی که صد ها سال مرکز مهم بازرگانی و زراعت بوده اکنون در حال فروپاشی است؟ چگونه میتوان پذیرفت شهری که یکی از مهم ترین ولایات جنوبی کشور بوده و مرکزیت بخش های وسیعی از خوزستان و کهگیلویه و فارس و بنادر و سواحل خلیج فارس را به عهده داشته ، اکنون به مکانی غیر قابل زیست بدل شده است ؟بهبهان عالمان و دلاوران تاریخ ساز ، شهر آریوبرزن مقاوم و آقا سید عبداله بهبهانی زعیم مشروطه و رزم آوران دلیری چون بقائی و دقایقی و شمایلی اکنون در کجای تاریخ است؟

ارجان و باغستان های زیتون و تاکستان های خرم و آباد و مرکزیت ضرب سکه ، تشان و فرهنگ غنی اش که بقایای کلیسا و مساجد کهن و آتش کده و معابدش از محوریت این خطه در گفتگوی ادیان و تمدن ها حکایت دارد و آغاجاری که تا همین دیروز و بلکه امروز ثروت سرشارش را سخاوتمندانه صرف آبادانی میهن ما کرده است و زیدون با اصالت و سرسبز و آباد که قرن ها مرکز فضل و مبدا بازرگانی بوده و منصوریه خرم که چون نگینی سبز در دل زمین های تشنه جنوب درخشیده و باغ ها و میوه هایش نشانه حیات و رونق و شکوفائی است و جولکی و شهروئی و سایر بخش ها و روستاهای کهن،آیا دیگر جایی در دنیای امروز و شکوفائی کشور ما ندارند؟

یکی از مهم ترین مسائلی که حیات و بقاء شهرستان ما را با مشکل مواجه کرده ، مهاجرت شهروندان ما به سایر شهرها و استان هاست . آنچه که تبعات منفی این مهاجرت ها را سنگین تر می کند این است که بر اساس آمار ، بیشترین مهاجرت از میان دانش آموختگان دانشگاهها و نخبگان علمی ما صورت می پذیرد و پس از این گروه صاحبان سرمایه هستند که به سرعت در حال خروج از شهر و انتقال سرمایه به سایر نقاط می باشند .

با چنین روندی که هر روزه نیز در حال افزایش و شتاب بیشتر است دیری نخواهد گذشت که اندوخته و سرمایه اجتماعی ما
( شهروندان نخبه علمی و اقتصادی ) به حداقل و به نقطه بحران نزدیک شود.

البته باید توجه داشت که انگیزه شهروندان ما برای خروج از منطقه و مهاجرت به سایر نقاط ، غالبا انگیزه ای درست و منطقی است و ما نمی توانیم کسی را بخاطر اینکه جای دیگری برای سکونت اختیار کرده است ، سرزنش کنیم . زیرا دلیل اصلی اینگونه مهاجرت ها عدم توانایی شهرستان و زادگاه برای جذب سرمایه های علمی و اقتصادی است . برای مثال اکثر دانش آموختگان که تحصیلات عالیه خود را تا سطح فوق لیسانس و دکترا ادامه داده اند نمی توانند خود را در بازار محدود کار منطقه حل و جذب نمایند لذا منطقا گزینه ای جز جستجوی موقعیت مناسب  در سایر نقاط باقی نمی ماند . همین وضعیت نیز شامل صاحبان سرمایه می گردد.

اما چه باید کرد و چگونه می توان از این مهاجرت هایی که شهرستان ما را با خلاء نخبگان مواجه می کند جلوگیری کرد؟

در نگاه اول ما نیازمند تدوین یک استراژی دقیق و علمی در دو زمینه اقتصاد و فرهنگ هستیم. ما باید زیرساخت های اقتصادی (اعم از صنعتی ، کشاورزی ، دامپروری و منابع و معادن و گردشکری ) را تقویت نماییم تا سرمایه های اجتماعی ما که در واقع ضامن اصلی بقا یک ساختار مدنی هستند برای ماندن و ارائه خدمات به شهر و روستای زادگاه ، توجیه منطقی داشته باشند.

متاسفانه شهر ما طی یک دوره طولانی که در نگاه کلان از دهه ۵۰ شمسی و در نگاه خرد از زمان پایان جنگ تحمیلی تاکنون را در بر میگیرد دچار ” بحران مدیریت ” بوده است .

مدیران کارآمد و توانا در این مدت متاسفانه یانتوانستند به مناصب مدیریتی دست یابند و یا از پذیرش مسئولیت شانه خالی کرده اند و البته در پاره ای موارد هم ساختار بسته مدیریتی موجود با سر سختی از پذیرش مدیران جدید امتناع کرده و به این ترتیب با جلوگیری از گردش نخبه گان و دست به دست شدن مناصب و مدیریت ها و پرهیز از شایسته سالاری ، عملا روز به روز پیکره مدیریتی ما ضعیف و ضعیف تر شده است .

برای مثال به طور مشخص از زمان پایان جنگ تحمیلی که کشور با تمام توان وارد فاز بازسازی و سازندگی شد ؛ می بینیم که سهم ما از سازندگی و توسعه بسیار اندک بوده است . جای شگفتی است که خطوط ارتباطی ما صرفا زمینی باقی مانده و حتی اقدام عاجلی جهت توسعه و تعریض جاده ها و راههای ما صورت نگرفته و به همین شکل هم تلاش جدی جهت راه اندازی فرودگاه و احداث خط آهن به عمل نیامده است .همچنین در بحث بهداشت و درمان برای سالیان متمادی دچار یک رخوت و بی عملی بوده ایم . برای نمونه یکی از کارهای ارزشمند که احداث بیمارستان تامین اجتماعی بوده متاسفانه با بی توجهی به احداث درمانگاه تخصصی که می بایست همزمان یا در طی ساخت بیمارستان ، احداث و بهره برداری می شد ، نا تمام مانده است. در همین رابطه بیمارستان ولی عصر (عج) را داریم که حدود سی سال از کلنگ آغاز به کار آن می گذرد و طی سالیان گذشته عملا به فراموشی سپرده شده بود !

جاده بسیار مهم بهبهان – رامهرمز که متاسفانه خسارات و تلفات جانی و مالی جبران ناپذیری برای عابرین خصوصا شهروندان عزیز ما به بار آورده ، دهه ها با بی مهری مورد غفلت واقع شده تا جایی که می توان گفت تلفات این جاده تاثیرات جبران ناپذیر عاطفی و اقتصادی بر خانواده های ما گذاشته است.

حال سوال اینجاست که طی سالهای پس از جنگ و در زمان رشد اقتصادی ۸ و ۹  و حتی بالای ۱۰ درصدی در کشور و همچنین تخصیص دو در هزار درآمد نفت که مبالغ چشم گیری را در اختیار توسعه و عمران و پیشرفت شهر قرار می داد ، سهم بهبهان چه شد؟

آیا ما نمی توانستیم پروژه نه چندان بزرگی چون بیمارستان ولی عصر (عج) را تکمیل کنیم تا ترافیک سنگین بیمارستان شهیدزاده و تامین اجتماعی کم شود؟

چگونه می توان پذیرفت که درمانگاه تخصصی بیمارستان تامین اجتماعی که می تواند جلو سفر پر زحمت و هزینه بر بیماران ما به شهرهای دیگر را بگیرد ، به کلی فراموش شود؟!

چرا در سالهایی که حساب های مالی دولت اعم از خزانه و صندوق ذخیره ارزی انباشته از پول بود ما نتوانستیم حداقلی از توسعه را در شهر و روستایمان شاهد باشیم ؟

این چند مورد و ده ها مثال دیگر ، نمونه هایی است که فقدان یک مدیریت کارآمد را در سطوح بالای مدیریتی شهرستان نشان می دهد. معظلی که اگر  نمی بود اکنون قطعا نخبه گان و سرمایه های اجتماعی و اقتصادی ما بساط دانش و ثروت خود را در همین جا ، در شهر ما و خانه ما می گسترانیدند.

در مورد این کاستی ها همه مامسئولیم و هر کس مسئولیتی مهم تر و حساس تر داشته ، سهم بیشتری نیز در کاستی ها داشته است . بی شک همه انسانهای منصف شاهد بحران ها و موید اوضاع بسیار نامطلوب و دشوار اقتصادی هستند. مدت تقریبا سه ساله ای که اینجانب در مجلس سپری کرده ام به دو دوره تقسیم می شود . کمتر از نیمی از این دوره همزمان شد با دولت قبلی و وجود شرایط نامناسب و در یک کلام بی اعتنایی دولت به مجلس! دولت ، آشکارا از مجلس روی گردان بود و طبعا نمایندگان با درهای بسته ی وزارت خانه ها مواجه بودند. همزمان تورم با افزایش ۴۰ درصدی ، ارز با افزایش ۳ تا ۴ برابری و افت شدید قیمت نفت از حدود ۱۵۰ دلار به زیر ۵۰ دلار را شاهد بودیم .

بخش دوم دوران مسئولیت اینجانب همزمان شد با دولت آقای دکتر روحانی که تاکنون ادامه دارد. این مدت نیز با بحران های شدید اقتصادی و مشکلات در صادرات نفت و فشارهای همه جانبه بین المللی همراه بوده است.

اینجانب طی نطقی که در تاریخ ۲۶ تیر ۹۲ در مجلس ایراد نمودم ضمن اعلام لزوم حمایت قاطع از دولت دکتر روحانی صراحتا از ضرورت تعامل دولت با غرب و لزوم تنش زدایی گفتم . در همین راستا به عنوان نماینده حامی دولت به دفاع از وزرا و برنامه های آنان پرداختم که از جمله می توان به جمع آوری ۱۷۶ امضا برای حمایت از آقای دکتر ظریف وزیر محبوب خارجه اشاره کرد . البته مزد این حمایت را هم گرفتم!

همزمان علیه اینجانب شب نامه ها و اطلاعیه های شدیدالحنی توزیع شد که طی آن ، مرا عامل بیگانه و غرب زده و طرفدار رابطه با آمریکا معرفی می کرد و خواستار برخورد قاطع و ردصلاحیت من شده بود .

در کنار این مطالب سخنان کذب و ناروایی جهت تخریب اینجانب بکار رفته بود که مرا به بی عملی متهم می کرد و به گونه ای زیر سوال می برد که گویی همه کمبودها و ناملایماتی که در منطقه ما وجود دارد از بیکاری جوانان گرفته تا مشکلات بهداشتی و درمانی تا نبود فرودگاه و راه آهن و جاده های نامناسب و حتی بروز خشکسالی همه و همه متوجه شریعتی بوده است!

عامل مشکلات و کمبودهایی که طی دهه ها و بلکه سده ها در شهرستان بوجود آمده بود هیچ کس نبود جز شریعتی؟! گویی تاریخ چند هزار ساله شهر ما در همین سه سال نمایندگی شریعتی خلاصه شده بود و سیل مشکلاتی که از گذشته های دور و نزدیک بر سر شهر و روستای ما آوار شده بود و همه بی تدبیری ها و سو مدیریت ها و فرصت سوزی های قبل از آن را یکسره نادیده گرفته بود!

آخر این همه بی انصافی را چگونه می شود در حق یک نفر روا داشت؟! به راستی بهبهان کهن ما هر چه کمبود و مشکل داشت همگی در این سه سال بوجود آمده بود ؟

آن سالهای طلایی که اکثر شهرهای استان و کشور ما توانستند با بودجه های کلان و فراغ خاطر به سازندگی و پیش رفت و توسعه بپردازند ، مدیران ما کجا بودند ؟! در مقطعی که بنده به عنوان شهردار خدمت کردم با وجود جنگ و مشکلات ناشی از آن و خالی بودن دست شهرداری و کمبود شدید اعتبار توانستم با عنایت پروردگار متعال و حمایت بی دریغ مردم منشا خدمات بسیاری چه در بهداشت معابر و توسعه فضای سبز و بهبود معیشت کارگران زحمتکش شهرداری و چه در مهندسی شهری مثل تعریض و بهسازی خیابان پیروز و … باشم و حتم دارم تاریخ درست ترین قضاوت را پیرامون عملکرد ما خواهد داشت.

لیکن اکنون و در همین شرایط ناگوار اقتصادی و علی رغم همه مشکلات چه به لحاظ تورم و چند برابر شدن ارز و بحران بیکاری و افت شدید قیمت نفت و بروز خشکسالی و … ما توانستیم بی اعتنا به همه سختی ها ، طی همین مدت کوتاه اقدامات بزرگی انجام دهیم که به عقیده من می تواند پایه و نقطه آغاز بسیار مهمی باشد برای ساختن شهرستانی پیشرفته و آباد  به طوری که دیگر نخبه گان ما و فرزندان تحصیل کرده و پر توان ما و نیز سرمایه های مالی و اقتصادی ما ناچار به مهاجرت از دیار خود نباشند و در بهبهان بمانند و نخبه گان و سرمایه های سرگردان سایر نقاط را جذب خانه پدری کنند.

ما در همین شرایط که دست دولت از منابع مالی خالی است موفق شدیم با سماجت و سر سختی مانع انتقال پروژه عظیم نیروگاه سیکل ترکیبی شویم . در همین شرایط ، پروژه نیروگاه را فعال کرده و با صرف هزینه ای بالغ بر
۱۰۰۰ ( یک هزار) میلیارد تومان به پیشرفت فیزیکی بالای ۶۰ درصد رساندیم ( در این رابطه از حمایت های بی دریغ برادر ارجمندم جناب آقای مهندس بهزاد و تلاش بی وقفه شرکت های مپنا و غدیر  نهایت سپاس و قدردانی را دارم ). موفق شدیم وزارت نیرو را در دوران تعطیلی پروژه ها متقاعد کنیم که نیروگاه ما را در اولویت های اول پروژه های این وزارت خانه در کل کشور قرار دهد و با چانه زنی و مذاکرات فشرده توانستیم طرح توسعه نیروگاه را از۱۰۰۰ به ۱۵۰۰ مگاوات ( هزار و پانصد ) مصوب نماییم.

همچنین علی رغم بحران شدید اقتصادی ، پروژه حیاتی و فراموش شده فاز ۲ بیدبلند را که به دلیل سهل انگاری دولت قبل از وزارت نفت به بخش خصوصی منتقل شده بود و بخش خصوصی نیز هیچ اراده ای جهت ساخت ان نداشت ، مجددا به وزارت نفت بازگرداندیم و با تصویب اعتباری بالغ بر ده هزار میلیارد تومان به عنوان یکی از بزرگترین پروژه های گازی خاورمیانه ، به یاری خداوند متعال به زودی کار ساخت آن را با قدرت آغاز خواهیم کرد و پیش بینی می شود ظرف مدت دو سال فاز اول آن به بهره برداری برسد.

لازم به توضیح است که دولت ها و مجالس در زمان بحران اقتصادی از مصوبات هزینه ساز که در راس آن
” ردیف بودجه ” است پرهیز می نمایند لیکن بنده توفیق این را داشتم که ردیف بودجه علوم پزشکی بهبهان را مصوب نمایم . این اتفاق در شرایطی افتاد که همزمان شصت تقاضای ردیف بودجه در مجلس مطرح و هر شصت مورد مردود اعلام شد . در این مورد نیز هماهنگی و حمایت همکاران ارجمندم خصوصا آقای دکتر مصباحی مقدم ( رییس وقت کمیسیون تلفیق مجلس ) و جناب آقای دکتر پزشکیان ( وزیر اسبق بهداشت و عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس ) و آقای دکتر مطهری از نمایندگان فعال مجلس که به دعوت اینجانب سفری به شهرستان ما داشتند و از نزدیک با مشکلات ما در بخش بهداشت و درمان و آموزش پزشکی آشنا شده بودند و درددل شهروندان ما را شخصا در بیمارستان و مراکز بهداشت و درمان ما شنیده بودند ، بسیار مفید و موثر واقع شد . گو اینکه متاسفانه پاره یی تنگ نظری ها که از عوامل اصلی توسعه نیافتگی ماست کار را به جایی رساند که این سفرها را بی حاصل می خواندند و آنرا به عنوان هزینه ای که بر مردم تحمیل شده ، معرفی می نمودند که عمیقا چنین نگاه بسته و بی منطقی باعث شگفتی و تاسف است. نگاهی که دعوت از افراد برجسته و تاثیرگذار و پذیرایی ساده و مختصر از این بزرگواران را حیف و میل بیت المال قلمداد می نماید چه نسبتی می تواند با توسعه شهرستان و نیازهای مردم داشته باشد ؟!

تخصیص مبلغ ۲۸ میلیارد تومان از اعتبارات ماده ۱۸۰ به بهداشت و درمان ما و تامین یکدستگاه MRI ، یکدستگاه
سی تی اسکن و شش دستگاه آمبولانس مجهز برای مراکز بهداشتی و درمانی که اخیرا صورت گرفت نیز با حمایت همین بزرگواران از تلاشهای بنده میسر گردید.

تصویب اعتباراتی بالغ بر یکصد میلیارد تومان جهت تعریض ، اصلاح و بهسازی جاده حادثه خیز بهبهان – رامهرمز و تصویب اعتبار بیست میلیاردی جهت  یکصد کیلومتر راه روستایی و نیز سفر معاون وزیر راه و بازدید ایشان از جاده بهبهان – گچساران و تصویب اعتبار بیست میلیاردی جهت ساخت پل و چهار بانده کردن جاده خیرآباد تا دروازه قرآن بهبهان بخشی از فعالیت های ما در حوزه راه است که علیرغم کمبود اعتبار به زودی ثمره آن را خواهیم دید.

یکی دیگر از کارهای اساسی دوران مسئولیت بنده در مجلس شورای اسلامی ، ثبت ملی رویشگاههای گل نرگس بهبهان است. همین موضوع که متاسفانه با بی انصافی و اغراض هدفمند از سوی معدودی افراد به عنوان مساله ای کم اهمیت جلوه داده شد اتفاقا یکی از ارکان توسعه است .

همزمان با طرح ثبت نرگسزار به نام شهر ما ، نمایندگان سه استان ضمن اعتراض به طرح بنده ، مدعی شدند که نرگس و نرگس زارهای اصلی متعلق به شهرهای آنان است . جالب اینکه این مخالفت ها همگام شد با تلاش های همان چند نفر که خود را بهبهانی نیز می دانستند . از دید من ، تلاش آن نمایندگان نه تنها عمل ناشایستی نبود بلکه حاکی از احساس مسئولیت این نمایندگان در اعتلای نام شهرشان بود لیکن تعجب و تاسف من از بی حرمتی هایی بود که عده ای زیر عنوان همشهری درباره ثبت رویشگاههای نرگس بهبهان روا داشتند.

ثبت این اثر دولت را مکلف به صیانت و حفاظت از نرگس زارهای ما می کند . حفاظتی که اگر پیش از اینها صورت می پذیرفت امروز شاهد تقلیل بالغ بر ۷۰۰ هکتار اراضی نرگسزارهای ما به کمتر از ۵۰ هکتار نبودیم!

با ثبت این اثر تولیدکنندگان گل نرگس مورد حمایت دولت قرار می گیرند و با دریافت تسهیلات دولتی به توسعه و بهبود شیوه های تولید و پرورش گل خواهند پرداخت . وقتی کشوری مانند هلند توانسته با توسعه تولید و صادرات انواع گل به یکی از اقتصادهای موفق اروپا و جهان تبدیل شود چرا شهر ما که مستعد پرورش مرغوبترین گل نرگس جهان است نتواند اقتصاد خود را از این طریق شکوفاکند؟! بازارهای خارجی مشتاقانه آماده پذیرش نرگس ما هستند.باید توجه داشت که به غیر از خود گل
میتوان به صنایع جانبی آن مانند عطر و اسانس و کنسانتره و … پرداخت و ضمن ایجاد زمینه های اشتغال به افزایش سطح رفاه عمومی نائل شد.

حجم کارهای انجام شده که در مدت نمایندگی پیگیر آن بوده ام از حوصله این مقاله خارج است اما فهرست وار می توان به چند مورد دیگر مانند تاسیس و تقویت صندوق حمایت از توسعه کشاورزی – پیگیری و دریافت بخشی از مطالبات فرهنگیان – اخذ مجوز درمانگاه تخصصی بیمارستان تامین اجتماعی از رئیس و هیات رئیسه این سازمان – ارتقا آغاجاری به شهرستان ، تشان به شهر ، منصوریه به شهر و پیگیری نزدیک به حصول نتیجه شهرستان شدن زیدون – آغاز عملیات گازکشی به ۲۶ روستای زیدون – تامین اعتبار جهت ساخت و تجهیز درمانگاه و پاسگاه بخش جولکی – ساخت ۲ دانشکده کامپیوتر و ریاضی با اعتبار بنیاد مستضعفان و با همکاری خیر دلسوز شهرستان آقای حاج علی بهبهانی – سد چمشیر در زیدون – تامین اعتبار جهت آسفالت و بهسازی جاده تشان از سه راهی امیر حاضر – تامین پزشک و تجهیزات بیمارستان شهید اشرفی اصفهانی آغاجاری و همچنین تامین پزشک متخصص و راه اندازی تخت دیالیز این بیمارستان که با وجود حدود ۱۵ بیمار دیالیزی تا قبل از این امکانات رسیدگی به آنان وجود نداشت. تأمین اعتبار جهت تکمیل سالن سر پوشیده ورزشگاه شهید بقایی که سال ها متوقف شده بود و اکنون در حال تکمیل است. پی ریزی ایجاد صنایع پایین دستی پتروشیمی که خود مبدأ تحول عظیم اقتصادی خواهد بود و چندین مورد دیگر که در این مدت با تلاش شبانه روزی پیگیری و به ثمر رسانده ام و انشالله مشروح آن را به اطلاع خواهم رساند.

 

اما سخن آخر ، مژده تحولی مهم و تاریخی !

بهبهان امروز ، شهر غبار گرفته و بن بست دیروز نیست . بهبهان امروز در آستانه یک خیز بلند تاریخی است . بهبهان امروز نه تنها می تواند به حیات و بقا خود ادامه دهد بلکه چشمه های حیات و سر زندگی از آن می جوشد.

ما اکنون با در دست داشتن ۳ رکن اساسی تولید فولاد ( برق – گاز و آب) آماده ورود به عصری تازه از رشد و شکوفایی هستیم . ما با در اختیار داشتن ۲ پالایشگاه عظیم گازی خاورمیانه ( بیدبلند ۱و۲ ) نیروگاه بزرگ سیکل ترکیبی برق و دارا بودن منابع ارزشمند آب ( سد ها و رودخانه ها ) و همچنین فاصله اندک با دریا و بندر ( حدود ۵۰ کیلومتر ) دارای موقعیت ممتاز و منحصر به فرد جهت استقرار صنایع فولاد در شهرستان خودمان هستیم . چنین موقعیت و امکاناتی که اکنون چه به لحاظ جغرافیای طبیعی و چه به لحاظ صنعتی و زیر ساخت های اقتصادی در اختیار ماست بهبهان را به مکانی مناسب و امن بی رقیب جهت پرداختن به صنایع فولاد بدل کرده است .

بنده توفیق آن را داشته ام که نظر مساعد مسئولین و وزارت خانه های زیربط را تامین کنم و اکنون طرح صنایع فولاد بهبهان در دست مطالعه می باشد .

باید بپذیریم تنگ نظری ها و تخریب ها ضربات سختی به پیکر جامعه ما زده است لذا به خاطر فردای فرزندانمان امروز لازم است با همت و همدلی و تلاش بسیار بکوشیم تا این امر مهم تحقق یابد . شهرستان ما راهی جز ورود به صنعت فولاد ندارد و انشاا… با برداشتن این گام نشان خواهیم داد که نه تنها توان جذب و نگهداری و صیانت از نخبگان علمی و سرمایه های اقتصادی و اجتماعی خود را داریم بلکه قادر به جذب نیروی کار و سرمایه از سایر نقاط نیز هستیم.

در اینجا از همه عزیزانی که دل در گرو زادگاه و دیارمان دارند دعوت می نمایم تا در ایجاد شهرستانی غنی و مرفه و آباد ، دست در دست هم نهند و اینجانب را به عنوان عضوی کوچک از دیاری بزرگ و کهن یاری نمایند تا به رفاه و پیشرفتی که شایستگی و استعداد آن را داریم برسیم .

بیا تا گل برافشانیم ، می در ساغر انداریم / فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم