درود بر همشهریان عزیزم . اعتراض یک حق است و همانطور که همه می دانیم حق را باید صاحب حق اعمال کند و حق گرفتنی است . اگر روزی بنا بر این شود که حق اعتراض و انتقاد از انسان گرفته شود ، این خود شخص است که باید از حق و حقوق خود دفاع کند و آن را زنده نگاه دارد . اعتراض علی رغم اینکه به نظر می رسد که مفهومی گسترده تر از انتقاد دارد اما اینگونه نیست و از نظر منطق رابطه بین اعتراض و انتقاد عموم و خصوص مطلق است . بدین معنی که هر اعتراضی انتقاد است .

بعضی انتقاد ها اعتراض هستند و بعضی انتقاد ها اعتراض نیستند . یعنی ممکن است انتقاد به نتیجه نرسد اما اعتراض که یک مفهوم ریزتر ، محسوس تر و تاثیر گذار تر است به نتیجه رسیده و به احیاء حقوق معترض یا معترضین بیانجامد.

بزرگان همیشه دنبال این موضوع بوده اند که به مردم بفهمانند با اعتراض درست و بجا می شود به تمام خواسته های خود رسید و هیچ جای تردید نیست که اگر اعتراض های طول تاریخ نبود چه بسا ما هیچ تحولی در زندگی خود از آغاز بشریت تاکنون نمی دیدیم . برای نمونه به چند مورد تاریخی اشاره می کنم . دین مسیحیت از دو گروه بسیار بزرگ کاتولیک به مرکزیت واتیکان و رهبریت شخصی که او را پاپ می خوانند و گروه دیگر پروتستان که سردمدار این گروه یک کشیش آلمانی (اگر اشتباه نکنم) به نام مارتین لوتر بود و امروزه در بسیاری از کشور ها پیروانی دارد ، تشکیل شده است.

مذهب پروتستان برگرفته از کلمه پروتست( Protestantism )به معنی اعتراض است . این گروه به ارتجاع کلیسا و تقدس مآبی افراطی اعتراض کردند و از جمله تفکرات آنان عدم قدیسه بودن حضرت مریم بود و با این تفکر می توان گفت کلیدی بر تغییر نگرش اروپاییان نسبت به بسیاری مسایل متحجرانه زدند . در دین اسلام هم بسیاری از اولیاء نسبت به حاکمان زورگو اعتراض می کردند و حتی خون می دادند تا حق را زنده نگاه دارند و قص علی هذا …

چیزی که ما از بهبهانی ها می خواهیم نه خون دادن است و نه ایجاد یک فرقه جدید اعتراضی . بلکه می خواهیم که مردم حقوق خود را دانسته و برای راحتی خود آن را پاس داشته و حفظ کنند . اگر از این دید به شهر بهبهان نگاهی بیندازید خواهید دید که ما واقعا عقبیم . یعنی ما هیچ برای از دست دادن نداریم.

در مقاله ” حق بهبهان بر من و حق من بر بهبهان ” به این قضیه اشاره کردم که حقوق شهروندان چیست اما در این مقاله می خواهم بگویم وقتی به این نتیجه رسیدیم که یک چیز حق ماست پس باید برایش تلاش کنیم . می دانید چرا در سنوات گذشته همیشه در میادین و پارچه های منصوبه در سطح شهر می دیدیم که شهرداران و فرمانداران ما بهترین و موفق ترین مسئولین بودند ؟؟؟ با وجود اینکه نه تنها چهره شهر بهتر نمی شد و بودجه ها کاهش می یافت و سرقت ها افزایش ولی باز مسئولین ما بهترین و برترین بودند!!!!! به این علت که ما اعتراض نمی کردیم و اگر اعتراضی صورت می گرفت در پس تو و به دور از انظار و در جمع دوستان بوده و این بسیار بد است.

اعتراض را باید به کسی کرد که مسئول به وجود آمدن نارضایتی است . رک بگویم مردم بهبهان بی جرأت شده اند . چند نفر از مردم کتباً و به صورت رسمی اعتراض خود را به گوش مسئولین دم دست و بعضاً بالاتر رساندند . شما نمی دانید؟؟؟ کمتر از یک درصد از مردم به صورت کتبی به فرمانداری بهبهان برای وضعیت آسفالت اعتراض کردند و این جای بسی تأسف دارد.

روزی که خود بنده نامه ای اعتراضی برای وضعیت شهر به دفتر فرمانداری بهبهان دادم و آقای عبدالمطلبی آن را پاراف کرد به من گفتند که از این نامه ها شاید به تعداد انگشتان دست هم نرسیده باشد و من در کمال تعجب پرسیدم این همه در شهر، مردم سر و صدا می کنند ولی یک نفر کتبی اعتراض نکرده؟؟ من اعتراض نوشتم چون شورای شهر و دیگر مسئولین را نماینده خود نمی دانم . این تفکر اینجانب است. نمی گویم اعتراض شفاهی مؤثر نیست اما بار حقوقی بسیار پایینی دارد. اصلاً چیزی که هست حتی اعتراض های شفاهی هم بسیار کم اتفاق افتاده . برای نمونه اعتراض مردم مقابل درب فرمانداری برای انتخاب شدن حرف و حدیث دار نماینده قبلی بهبهان . البته یک جای دیگر هم اعتراض به عینه مشهود است و آن هم درب نانوایی ها ( سیچه یه زنی رد مکنه ده مرد؟؟؟ په الانت خو یه زنی رد که!!!! ) بله این مشهود ترین اعتراضات ماست.

به قول حاج آقا شاه عفو حفظه الله که می گویند: بدانید که اعتراض را در کجا و چه کسی باید گفت. اعتراض بود که انگیس و روس را از ایران بیرون کرد . اعتراض بود که انقلاب مشروطه راه انداخت . اعتراض بود که انقلاب ۱۳۵۷ را رقم زد . اعتراض بود که به بعضی آقایون فهماند ما ((خر)) نیستیم . و نکته دیگر اینکه اعتراض وقتی خوب است که شما کار خود را درست انجام دهی . برای نمونه در بسیاری از کشور های اروپایی و توسعه یافته شما وقتی معامله ای انجام می دهی که طرف تو شخص معتمدی نیست و تضمینی هم از وی نمیگیری و در معامله کلاه سر تو می رود ، قانون گذار به سختی از تو حمایت می کند چرا که خود کرده را تدبیر نیست . جایی انسان چوب ندانم کاری خود را می خورد . اینجا باید چه کرد ؟؟ باید در صدد اصلاح امور بود.

مسئول نالایق یا باید استعفا دهد یا مجبور به استعفایش کنند و یا اخراج . ما ایرانی جماعت تا کارد به استخوانمان نخورد ساکت می مانیم اما این درست نیست . حتی شهروندان می توانند به همدیگر اعتراض بجا کنند. اگر این فرهنگ جا بیفتد که مردم از عمل ناشایست خود پشیمان شوند و در صدد اصلاح خود بر آیند در پاسخ اعتراض شهروند دیگر که می گوید چرا خلاف جهت آمده ای نمی گوید: به تو چه ؟ بلکه عذر خواهی کرده و دیگر تکرار نمی کند.

مدینه فاضله را خود شهروندان رقم می زنند نه ملائکه المقربین .. پس بیایید اعتراض درست را در شهر نهادینه کنیم. اعتراض منطقی می تواند بسیاری از چیزها را عوض کند و اوضاع را به مراد گرداند . از اعتراض هراسی نداشته باشید. مثل آن شخصی که میگفت می شود به خدا هم اعتراض کرد نمی گویم ( اگرچه بسیاری از جمله های دعایی ما بر زبان می رانیم اعتراض به حضرت دوست است) اما مسئولین و مردم از خدا بالاتر نیستند.

به جمله ای از دکتر ذبیح اله مدرسی پایان می دهم:

خدای گونه ابرمرد ،

قاصدی باید

تا جهل مردمان حقیقت گریز را

آن سوتر از تعبد به یقینی نیامده

از دخمه های تعصب ،

رها کند…