همین دیروز بود که با لطایف الحیل و با انواع و اقسام تدابیر ، نطق ، وعظ و امور شگرف مردم را پای صندوق رأی کشاندید تا به شما رأی دهند و رعیت ساده دل قوم دوست که امید اصلاح داشت انگشت خود را  رنگی کرد و قلم را به روی کاغذ دواند ، مجاز از اینکه صفحه زندگی او رنگی تازه بگیرد ولی افسوس که این حنا مانند گذشته رنگی نداشت . نگاهی بیندازید به عکسها و بورشورهای تبلیغاتی خودتان . خدا وکیل اگر از حرف های خودتان خنده بر لبانتان نشست برای نگارنده این مطلب طلب رحمت کنید . عیبی ندارد ما مردم زود گول می خوریم . بعید نیست در دوره های بعدی نیز همین آش باشد و همین کاسه و خود من زودتر از همه دوباره دست تا آرنج در جوهر فرو کنم تا به یکی از همین کاندید ها رأی دهم . خدا شاهد و ناظر است که ما امید اصلاح داریم .

کمی یاد آوری برای وظایفتان بد نیست . راستی خبر دارید صلاحیت شما تا چه حد است ؟ نمی دانید وگرنه نمی رفتید ساعت کار شهرداری را کم و زیاد کنید چیزی که به شما ربطی ندارد. راستی خبر دارید که بسیاری از خانه های مسکونی بلوار بشیر نذیر و ذوالفقاری هر سال به در معرض سیلاب قرار می گیرند؟ نه خبر ندارید اگر داشتید جلو پروانه ماده واحده های بدون کارشناسی که توسط این شهرداری بیمار صادر می شود را می گرفتید. خبر دارید طرح فاضلاب شهری چرا این همه بد اجرا می شود ؟ نه خبر ندارید اگر داشتید که تا به حال کاری کرده بودید…. و امثال ذلک .

البته به نظر من شهروند بی سواد ، مهمترین وظیفه عضو شورای شهر این است:

رفتن به فاتحه و عروسی  !!! ( مخاطب خاص )

می فرماید : کسی که خواب است بیدار می شود اما کسی که خود را به خواب زده تا ابد نمی شود بیدارش کرد.

همین دیروز نبود که همگی به اتفاق آرا البته با یک رأی ممتنع آقای مهندس آقامیری را با سلام و صلوات و قرآن به سمت شهرداری برگزیدید و امروز با کل و هو و به قول بهبهانی ها ( چیک و هوی گاله ) او را بیرون کردید . یا نه… اصلا قبول می کنیم که او استعفا داد . شما را به خدا بگویید مسلک شما چیست ؟؟ که به این سرعت رأی خود را عوض می کنید ؟ خیلی اوضاع شهر خوب است که شما هم در مرحله آزمون و خطاء انتخاب شهردار به سر می برید؟ اصلا جناب آقای مهندس آقامیری منتخب دیروز و مخلوع یا مستعفی امروز !!! شما که مرد دنیا دیده و با سواد و کمالاتی هستی چرا با این اوضاع قبول کردی که شهردار شوی که وجهه اجتماعی خود را خراب کنی؟

shora-1

اعضای شورای شهر که دور میز با همدیگر جمع می شوید و آتیه تاریک این شهر را روشن می خواهید چه مجالی از این بهتر ؟؟؟ یا اگر در خود قوه تغییر نمی بینید شما هم مثل آن پدر آمرزیده استعفا دهید یا اینکه اگر جرأت ندارید خودمان مجبورتان کنیم !!!

یک روز احدی از اعضای شورا حرف خوبی زد :

ما در شورا هیچ نمی کنیم جز اینکه یک میوه خوبی می خوریم .

[آفرین بخور !!کوفتت شود به حق علی بن ابیطالب(ع) . شوخی کردم نوش جانت اما کاری هم کن که به درد شهر بخورد .]

اعضای محترم شورای شهر وظیفه شما آبادانی شهر است نه باند بازی و دو دسته شدن . شما در درون شورای یازده نفری خود (که من اسم عضو آخر را هنوز یاد نگرفتم و نمی دانم کیست؟کجاست ؟ اصلاً در جلسات حضور پیدا می کند . خدا را شاهد می گیرم با وجود ارتباط زیاد و حضوری با شورا هنوز یکبار او را به چشم ندیدم ) هنوز یک تصمیم شایسته و بایسته که منجر به تغییر شود نگرفتید بعد می خواهید مردم را سروسامان دهید . بدبختانه ظاهراً سرنوشت بهبهان اینگونه رقم خورده که هرکسی از راه رسید کمی از تکه پاره های این شهر را از آن خود کند . می ترسم که دیگر نعوذ بالله خدا هم برای ما نا امید شود .

قبلاً گفتم دوباره هم میگویم :

یا فکرتان کار نمی کند یا با فکر کار نمی کنید.

اما….!!!

امروز بهبهان از همیشه بیدار تر است . ما جوانان در همه چیز دخالت می کنیم حتی شما دوست عزیز….

پیام منِ شهروند این است اگر می خواهید نامی نیکو از شما به جا بماند کاری کنید کارستان . در اول شهرداری انتخاب کنید که مدیر باشد ، لایق باشد ، شجاع و با شعور باشد ، دست در دست رانت خواران قرار ندهد ، مردم دوست باشد و حقوق مردم را خوب بشناسد و در آخر اینکه خدا را بر احوال خود ناظر ببیند. نروید که انسان تن پرور و بی خیال و بدون دغدغه بیاورید که سیاه را از سفید تشخیص ندهد و دوباره روز از نو روزی از نو .

نام نیکو گر بماند ز آدمی / به کزو ماند سرای زرنگار .

رحمت را طلب کنید نه لعنت . ما شهروندان آماده ایم تا برای شهر کاری بکنیم اگر نمی توانید به ما بگویید . از همه جا خبر داشته باشید . چشمتان به زبان مردم و خواسته های آنها و دلتان را به خدا بسپارید . باشد که رستگار شویم.