همه ما کمابیش با اهمیت نقش اقتصاد در روزگار کنونی آشنا هستیم. تجربیات سالهای گذشته اقتصاد دولتی در کشور، نشان داده که لازم است با دنبال کردن سیاست کوچک سازی، نقش دولت در مسائل اقتصادی کمتر شده و از سرمایه بزرگ مردمی و خصوصی بیشتر استفاده شود تا به لحاظ کیفی و کمی چرخهای اقتصادی کشور بهتر و بیشتر بچرخد. جای بسی خوشحالی است که طی مدت اخیر از زبان مسئولین مختلف شهرمان نیز شنیده ایم که به لزوم ورود بخش خصوصی در طرحهای عمرانی شهری اشاره کرده اند. بارها شاهد بوده ایم که مسئولین مشکلات بودجه ای را دلیلی بر متوقف ماندن پروژه های عمرانی دانسته و راه چاره را در اعلام آمادگی سرمایه گذاران خصوصی برای انجام آن امور دیده اند. اما به نظر می رسد که در عمل برای جذب بخش خصوصی در امر سرمایه گذاری و برای اینکه بخش عمده ای از بار عملیات اجرایی این پروژه ها را اشخاص حقیقی و حقوقی غیردولتی بر عهده بگیرند، به راستی تلاش مبسوطی شکل نگرفته است.

چند وقت پیش در جلسه پرسش و پاسخ با اعضای محترم شورای شهر و شهردار بهبهان، در وقت محدودی که داشتم در قالب یک سؤال کلی دغدغه ذهنی ام را در این رابطه مطرح کردم و بنا داشتم پیشنهاداتی را مطرح کنم که فرصت نشد. پاسخ شهردار محترم مبتنی بر برگزاری نشست و ایجاد هماهنگی با برخی سرمایه گذاران بهبهانی برای بر عهده گرفتن قسمتی از امور زیر نظر شهرداری بود؛

اما همه می دانیم مشکلات عمرانی شهر بهبهان فراتر از این است که تنها با جذب چند سرمایه گذار کلان بتوان آن را حل کرد.

متأسفانه هر گاه سخن از سرمایه گذاران خصوصی به میان می آید، همه اذهان به سمت افراد متمولی می رود که به قول معروف پولشان از پارو بالا میرود.رجوع به این افراد، همیشه کارساز نیست. ممکن است آنها به هر دلیلی علاقه ای به سرمایه گذاری در برخی حوزه های خاص را نداشته باشند. رفع مشکلات متنوع، مستلزم توجه به راه های تأمین مالی متنوع است. اینجاست که لازم است مسئولین شهری نوع نگاه خود را عوض کنند.

بخشی از نمای یکی اصلی ترین خیابان های بهبهان

بخشی از نمای یکی اصلی ترین خیابان های بهبهان

حل برخی از مشکلات بزرگ، به یک پروژه عظیم نیازمند است که انجام دادن آن مستلزم طی کردن مراحل مختلفی پیش و طی انجام پروژه از قبیل امکان سنجی، مطالعات تفصیلی، ارزیابی انجام کار برای درون سپاری یا برون سپاری، گذراندن روندهای قانونی و …. است که همگی مستلزم اختصاص وقت و هزینه فراوان است. بنابراین وقتی مشکلات کار با مسائل مربوط به تأمین و تخصیص اعتبار گره زده شود، امیدها برای انجام پروژه کمرنگ شده و حتی شاید به کلی کنار گذاشته شود. باور سنتی ساختارهای دولتی، رویکردی هزینه محور دارد و فقط چشم انتظار تخصیص اعتبار از خزانه است تا هر چه در کاسه اش ریختند، به گوشه ای از زخمهایش برسد. اما اگر در کنار پیش بینی هزینه ها برای انجام امور، نگاهی به این نیز داشته باشیم که چگونه می توان پروژه مدنظرمان را تأمین مالی کرد، آنجاست که در تصویب و تأمین اعتبار به ما روی خوشتری نشان داده می شود.

حال اگر به ابتدای سخن برگردیم، برای دخیل کردن اشخاص غیردولتی در طرح های عمرانی شهری، راههای گوناگونی را میتوان یافت که حوزه وسیعی از آنها را در بازارهای مالی میتوان یافت. با نگاه مثبت دولت به گسترش این بازارها در ایام اخیر، دستِ جوینده اعتبار و اعطاکننده آن بازتر شده است تا متناسب با نوع نیاز و منفعت خود به سراغ هر یک از این بازارها بروند. ایجاد بازارهای مختلف در مجموعه فرابورس، گسترش بازار بورس کالا، تسهیل در روند انتشار اوراق مشارکت و …….. از نمونه این دستاوردهاست.بسیاری از این تسهیلات به نوعی به هم متصل شده اند تا کارها را آسانتر کنند؛برای مثال علاوه بر اینکه اکنون شهرداریها هم می توانند به سراغ انتشار اوراق مشارکت بروند، امکان عرضه اولیه و خرید و فروش آن از طریق بورس و فرابورس فراهم شده تا یافتن اعتباردهنده برای آنها ساده تر شود.

دیدار اعضای شورای شهر بهبهان با آیت الله هاشمی رفسنجانی برای اخذ کمک مالی برای بهبهان

دیدار اعضای شورای شهر بهبهان با آیت الله هاشمی رفسنجانی برای اخذ کمک مالی برای بهبهان

مطئمناً ورود به بازارهای مالی نیز به نوبه خود مسئله ای است که مستلزم صرف وقت و هزینه و انجام مطالعات و طی کردن روندهای قانونی است. اما اگر این کار با یک روند کارشناسی شده و با استفاده از مشاوره متخصصان بازار انجام شود، می توان از منافع آن برای پروژه های عمران شهری بهره جست؛ به خصوص اینکه ورود به بازارهای مالی، اعتباردهندگان خرد و کلان زیادی را در اختیار ما قرار می دهند که شاید مهمترین آنها مردم همین شهر باشند. مطمئناً وقتی آنها بدانند که حتی با کمترین سرمایه خود، میتوانند گامی در راه برطرف کردن مشکلاتی بردارند که گریبان خودشان را گرفته و در عین حال از این سرمایه گذاری منفعتی کسب کنند، در مشارکت از یکدیگر پیشی می گیرند. کیست که از این فرصت دو سر بُرد استفاده نکند!!.

اگر بخواهیم تعارفات را کنار بگذاریم، شهرمان اصلاً اوضاع و احوال درستی ندارد و همگان آن را به عینه می بینند و لمس می کنند و آه و افسوس آن لقلقه زبانمان شده است.کار هم از اینکه بخواهیم به دنبال مقصر باشیم گذشته و فقط باید فکر چاره کرد.

به هر حال این مسئولین و خود مردم هستند که باید برای گذر از این وضع اسف بار  آستین بالازده، عزم خود را جزم کرده و از هیچ تلاشی دریغ نکنند. مشکلات قابل حل اند؛ شاید تاکنون راه را اشتباه آمده ایم!!!