زوجها و جوانانِ در شرف ازدواج ، با شما هستم‌!!!!   درود بر همشهریان عزیزم . یکی از بزرگ ترین معضلات اجتماعی که از آن به عنوان بدترین حلال خدا نام برده و پدیده ای  اجتماعی حقوقیست طلاق نام دارد . متأسفانه همگام با موج افزایش طلاق در ایران ، بهبهان عزیز نیز شاهد آمار بسیار نگران کننده ای از وضع اسف بار تزلزل بنیان خانواده است. چرایی این موضوع به علل مختلفی بستگی دارد که پس از ارائه ی آماری چند در حوصله متن به بررسی موضوع می پردازیم. در سال ۱۳۹۲ در بهبهان به طور میانگین نزدیک به ۳۵۰ مورد طلاق در بهبهان به ثبت رسیده که این آمار جدای مواردیست که در دادگستری بهبهان در حال رسیدگی و تاکنون منجر به صدور رأی نشده است .

اما چرا طلاق ؟؟؟

همین دیروز بود که به عقد یکی از دوستان دعوت شدیم و پس از طی مدتی خبر اختلاف میان زوجین را شنیدیم و بعد از مدت کوتاهی طلاق آنها به وقوع پیوست و این فقط مشتی از یک خروار است. خانواده اولین گروه اجتماعی تعریف شده است که دختر و پسر بعد از ورود به آن تبدیل به زن و مرد می شوند و بالتبع مسئولیت های جدید به دوش آنها می افتد البته مسئولیت مشترک که برای برآمدن از مشکلات و موانع زندگی همت طلبیده و از خود گذشتگی می خواهد . در دادگاه خانواده بهبهان از بانوئی که برای طلاق مراجعه کرده بود پرسیدم برای چه می خواهی از همسرت جدا شوی ؟ او گفت اولش عاشقش بودم اما بعد دیدم آن نیست که نشان می داد… . من هم گفتم؟ به همین سادگی طلاق!!!  لازم است به این نکته اشاره کنم :

در یک رابطه سالم ، زن و شوهر تعاریف یکسانی از مفاهیم مهمی مثل عشق ورزی و دوست داشتن ندارند، آنچه شما عشق می نامید با آنچه همسرتان عشق می داند بی شک متفاوت است . مفاهیمی مثل عشق و دوست داشتن تعریف یکسانی ندارند زیرا عشق بر آمده از احساسات است و شما احساساتتان را متفاوت تجربه میکنید.

نهاد خانواده بر اساس اشتراک و از خود گذشتن است و منیت در خانواده جایی ندارد و جوانانی که این مقوله را درک نمی کنند و انتظار دارند زندگی جدیدشان فرق چندانی با دوران مجردی نداشته باشد توفیق نخواهند یافت چراکه در دوران مجردی جوانان کمتر مسئولیت دارند و بیشتر به تفریح با دوستان می پردازند ولی باید بدانند بعد از ایجاد زندگی مشترک اوضاع دقیقاً برعکس می شود و این یک معادله است. نکته دیگری که باید به آن اشاره داشت این است که نحوه گزینش همسر بسیار مهم است لذا نگارنده از جوانان تقاضا دارد همه حرف های گفتنی را با هم بزنند از جمله اینکه از سلایق ، نوع زندگی گذشته ، نحوه تربیت ، برنامه های هفتگی ، نوع کار ، خدایی ناکرده بیماری اگر باشد ، حساسیت ها و مهمتر از همه خانواده ها و تفکر مذهبی و…

اینجاست که میگویند بهبهانی، همسر بهبهانی شود زیرا تجانس کاملاً مشهود است. اما گل سرسبد همه اینها که ضامن همیشگی سلامت خانواده است ((( راستگویی ))) می باشد . وقتی شما با همسر خود صداقت داشته باشید و اعتماد بر جو خانواده حاکم باشد همکاری برای رفع مشکل بهتر صورت خواهد گرفت . گاهی وقتها مردها برای اینکه به همسر خود ثابت کنند که من می توانم از پس همه مشکلات یک تنه بر آیم ، تنهایی به مشکلات می زنند اما این راهش نیست .مشکلات را با هم تقسیم کنیم تا بارشان کمتر شود . نکته دیگر که بسیار باید مورد توجه قرار گیرد گذشت داشتن در زندگی است. ای کاش ما بخشایندگی را فرا گیریم. این جمله واقعاً قابل تأمل است که می گویند : زن و شوهر دعوا کنند… نادانان باور کنند . چرا این را می گویند ؟ (مردان بهبهانی به صبوری مشهورند و زنان آنها به سازش در زندگی ) چون که زندگی مشترک فرای  آن است که با مسایل جزئی بخواهد از هم بپاشد .

talaq-behbahan

تفاوت امری طبیعی است وقتی که زوجین تجربه یکسانی داشته باشند و چیز جدیدی تجربه نکنند زندگی یکنواخت شده و از تنوع بدور می شود پس…(زن و شوهرهای موفق از تفاوتهایشان فرصتی برای یادگیری و تجربه برای ساختن دنیایی متفاوت سود می برند. آنها با این تفاوتها سازگار می شوند و می توانند آنها را به خوبی مدیریت کنند . تفاوتها را احساس کنید و برای بهبود شرایط زندگی از سبک متفاوت زندگی همسرتان بهره بگیرید). متأسفانه امروزه چشم و هم چشمی به حد اعلی رسیده است . نگارنده به عنوان یک دانشجوی حقوق این تضمین را میدهد که مهریه بالا به هیچ وجه ضامن استحکام خانواده نبوده بلکه نوعی بار معنوی منفی ایجاد کرده که از همان اول تاثیر خود را بر زندگی خواهد نهاد. خوشبختانه در بهبهان خلق و خوی مردم سازگاری نسبتاً خوبی با هم دارد. بهبهان شهری است که در خیلی از جاههای ایران به مردمی صبور ، قانع ، با آب رو ، خوش خلق ، نیک منش و فهمیده شناخته می شود . به خاطر همین سجایای اخلاق دختر و پسر های بهبهانی نیز شهره هستند. شما نگاه کنید در بهبهان هنوز ما یک دفتر طلاق داریم چون در کل طلاقها بسیار کم بود اما با توجه به افزایش آمار متأسفانه باید دفتر دیگر هم دایر شود میدانید چرا؟ چون ما از خلق و خوی والدین خود فاصله گرفته ایم . به ندرت می شنیدیم که زوجین بهبهانی طلاق بگیرند ولی امروز روحیه سازگاری و مدارا در ما مرده و فاتحه اش را باید خواند . طلاق همیشه آخرین راه بود اما الآن اولین راه است . آثار مخرب طلاق در شهری مانند بهبهان به هر علتی ( البته نطر ما بیشتر بر علت های نا موجه است) می تواند بسیار مهلک باشد و خود نوعی تبلیغ بر بی بند و باریست.  به نظر می رسد باید از الگوی گذشتگان بیشتر استفاده کنیم .

بهبهان باید همانند گذشته در درجات علمی و پژوهشی بالا باشد نه در آمار طلاق در خوزستان . حواسمان باشد که نه خود را بدنام کنیم و نه خانوادمان را. توصیه ما به جوانان بهبهانی این است که:

 هر گزینه ای که برای ازدواج مد نظر دارید هم کفو شما باشد

و مشورت را پشتوانه زندگی مشترک خود قرار دهید . اگر فخر فروشی قشر کمی از مردم که ما چنین و چنان هستیم کنار گذاشته شود و والدین در تسهیل شرایط ازدواج به جوانان کمک کنند اوضاع بهتر خواهد شد . در کنار خانواده ها مسئولین بهبهان نیز وظیفه انکار ناپذیری به خصوص از نظر اشتغال برای جوانان دارند که باید با همتی شگرف از پس آن برآیند . گمان نمی کنیم ذهن عاقلی باشد که این وضعیت را ببیدند ولی چاره ای نیندیشد.

 

زندگی زیباست اندر یک نظر                     مام و فرزند و پدر با یکدگر