بهبهان شهری است پر از دغدغه و پر از شور. بیشتر مردم در مسایل دانسته یا نادانسته دخالت می کنند و به دنبال حق خویشند . در بسیاری از صحنه های مشارکت اجتماعی اگر روحیه ایلاتی (که یکی از عوامل انحطاط فرهنگ ایران در سده های اخیر بوده است) را کنار بگذاریم شهر فضای بسیار دلچسبی دارد . در این میان کسانی که به هر دلیل نتوانستند فضای تحول یافته شهر را تحمل کنند به بیرون رفته و دیگر پشت سر خود را هم نگاه نکردند اما ما ماندیم و می مانیم.

((ما)) منظورم از چه کسانی است؟؟

ما همین نسل جدید هستیم . ماجوانانی هستیم که در هر حال از کنار مسایل به راحتی عبور نخواهیم کرد ، هر حرفی را نمی پذیریم مگر مستدل، هر کاری نمی کنیم مگر با دلیل و انگیزه و خیلی سخت است که به اقناع قلبی و وجدانی برسیم . این حس گمشده و بالقوه ایست که در تمام جوانان می بینم ولی به انها حق می دهم که کاری نکنند چون وسیله ندارند و در این سالها شور دو چندان است و من می بینم که تکاپوی مضاعف فرهنگ شهری را دوباره جان میدهد و لذت استشمام هوای تازه و فارغ از گرد و غبار کهنگی را در سینه ام حس میکنم. خیلی زیباست هرکس مشغول کاریست… یک نفر نشریه چاپ می کند ، یک نفر به زیبایی شهر می رسد، یک نفر زباله جمع می کند ، یک نفر NGO به ثبت میرساند تا نیک بیندیشد ، یک نفر به دنبال احقاق حقوق حقه عوام است و یک نفر به دنبال احیاء سینما…

من از همه می پرسم ؟؟ کدام شهر است که سینما ندارد؟؟ کدام کشور و شهر مدرن است که به سینما اهمیت نمی دهد؟؟ کدام انسان روشن ضمیریست که با هنر مخالف باشد؟؟ و این فقدان سینما دردی بود که خواستیم مرهمی گذاریم و اینگونه شروع کردیم…

مرداد ماه 1392 …

با دوستان بحث بالا گرفت، از مشکلات شهر می گفتیم و دنبال راه حل . سخت بود . گفتیم چکار کنیم که نه هزینه بر باشد که از عهده اش بر نیاییم و هم کار فرهنگی باشد؟ کسی گفت سینما چرا تعطیل است و این همه سال کسی سراغ آن نرفته است ؟ درست گفت شروع خوبی بود ؟ فردای همان روز قرار شد نامه ای تهیه کنیم تا به مسئولین ذیربط تحویل دهیم : الآن حدود یک ماه از تبلیغ در فضای مجازی که اشتیاق مردم در آن فضا برای راه اندازی سینما در شهری که قبلاً 2 سینما داشت و امروز حتی یکی هم ندارد می گذرد .

سینمای بهبهان-ارگانیان-نشریه برخط نخبگان بهبهان

سینما شهر فرنگ بهبهان

 در همین زمان اول به دفتر روابط عمومی فرمانداری رفتیم و مفصل با مسئول آن در خصوص این قضیه صحبت کردیم که ایشان هم جوابهایی داشت که اهم آنان بدین شرح بود که:

  1. مردم دیگر تمایلی به سینما ندارد و کسی دیگر پول برای رفتن به سینما نمی دهد
  2. تاکنون هیچ خواسته مردمی در این خصوص نداشته ایم .و دیگر مسائلی که مجال طرح آن نیست ،

قانع نشدیم و در روز بعد به دفتر امام جمعه بهبهان رفته با ایشان نیز صحبت نمودیم پس از شرح ماجرا ایشان اجازه دادند که نامه ای تهیه شده و به دفتر تسلیم شود . ما نیز با کمک دوستان، جمع آوری امضا برای پیوست به نامه ها را چاشنی کار قرار دادیم تا از طریق مردم پشتوانه ای داشته و بر خواسته خود صحه گذاریم. نامه ها یکی به دفتر امام جمعه(به عنوان رییس شورای فرهنگی) و دیگری برای دفتر فرمانداری و نامه ای هم به شورای اسلامی شهرستان تهیه و تقدیم شد . همچنین در مجمع کتاب بحث در کتابخانه علامه طباطبایی (نگارخانه میرزا شوقی) که هر دوشنبه برگذار میشود موضوع مطرح و با استقبال حاضرین مواجه شدیم که بسیار دلگرم کننده بود و حتی چند تن از جوانان برای تهیه کپی از نامه آن را از ما خواستند که با کمال میل به ایشان سپردیم که در آخر قریب به هزار نفر به نمایندگی از همه نامه ها را امضا کردند .

در این اوقات از راههای دیگر هم فعال بودیم از جمله با بسیاری از اعضای شورای شهر مشورت نموده و راهکار گرفتیم . اکثرا موافق بودند ولی دیدشان صد در صد مثبت نبود که سعی کردیم به هر وسیله قانع شوند که این مهم یک مسئله اجتناب ناپذیر است. درحین این کار دوستان دیگر در پی جمع آوری امضا از اقشار مختلف جامعه بودند و این را با اطمینان بگویم که مردم با ما همکاری شایسته ای داشتند و این را جوابی میدانم به ایرادی که بعضی از مسئولین گرفتند .عده ای از روحانیون و فرهنگیان نیز از کلیت موضوع حمایت کرده و نامه را امضا کردند که از آنها تشکر بسیط می نماییم . ایضاً دوستان دیگر تماس میگرفتند و ما با حوصله توضیح میدادیم که موضوع از چه قرار است و وظیفه دوستان چیست؟. (به نوعی احساس کردم هرکس خبر دار شده احساس وظیفه میکند) .

بعد از این اقدامات به دنبال این قضیه رفتیم که سینما در مالکیت کیست ؟ و چرا تاکنون هیچ اقدامی صورت نگرفته است؟ پس از تحقیقات پی بردیم مالکیت سینما مربوط به خانواده محترم محمد شفیعی و باستانی و شخصی به نام اقای اویسی است ولی هرچه تلاش کردیم نتوانستیم با خانم محمد شفیعی (عضو شورای شهر و خواهر مالک سینما) تماس حاصل کنیم. تا اینکه روزی که در جلسه شورای شهر برای واکاوی موضوع و بررسی موانع و راهکار به جلسه انجمن رفتم ایشان را ملاقات و اصل ماجرا را پرسیدم .

ایشان گفتند مالکیت پنج دانگ سینما مربوط به برادرشان و آقای باستانی است که در سال 1385 که قصد بازسازی ساختمان را داشتند با مشکل مواجه و مقررات سختگیرانه ای در خصوص موضوع اعلام شد و همچنین مالکیت آن یک دانگ که به نام اقای اویسی بود نیز مسئله ساز شده بود که دلسردی عارض گردید و سرمایه خود را در جای دیگر هزینه کردند .

البته جای بسی تاسف دارد که سرمایه گذاران همیشه در مشقت هستند …. از طرفی بنا به اظهارات فرمانداری و شورا تخریب ساختمان سینما و بازسازی مجدد منوط به اختصاص یک طبقه به سینما شده که با تخفیف هایی در عوارض نوسازی برای مالک هم همراه بود اما علت بی عمل ماندن حرف ها را در نیافتم که هنوز هم نمیدانم که چرا این اقدام به انفعال منتهی شد؟؟؟

سالن نمایش سینمای بهبهان

سالن نمایش سینمای بهبهان

اگر مشکل حقوقیست که قابل حل است و اگر مشکل مجوز دارد که آن هم راهکار دارد پس ایراد کار در کجاست نمیدانم…؟؟؟ در جلسه ای که در شورا ترتیب داده شد و من از وقت نهادن اعضا تشکر میکنم آقایان مودت، اسمی زاده ، سینا ، قنوات ، گلکار و حمید حضور داشتند و همگی حمایت نمودند البته بحث هایی هم شد که از حوصله این متن خارج است . در همان جلسه نامه ای که موضوع برای بررسی از طرف رئیس شورا به اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی ارجاع شده بود به من داده شد که جای تقدیر دارد که حداقل متوجه شدم تا حدودی بی نتیجه نمانده .

چندی پیش نامه ای در این خصوص به دفتر آقای شجاع پوریان نماینده سابق بهبهان در مجلس و عضور شورای شهر (معاونت اجرائی شورا) تهران نوشته و از ایشان تقاضای همکاری را نموده که خوشبختانه جواب موافق از طرف دفتر ایشان دریافت شد و ایشان قول مساعدت دادند البته به علت مشغله زیاد ایشان درخواست تعجیل در پیگیری از طرف آقای دکتر کمی غیر عادلانه است ولی دفتر ایشان با این اطمینان که آقای شجاعپوریان به بهبهان نگاهی ویژه دارند ما را دلگرم کرد. خداوند به همه کسانی که برای فرهنگ سازی در شهر زحمت میکشند توفیق دهد.

همین اواخر متوجه شدم که یک دانگ از سینما که مربوط به اقای اویسی است از طریقه کمیته اقتصادی امام خمینی(ره) از مالک سلب مالکیت شده( چون که ملک مصادره ای بود) و به شرکای دیگر منتقل شده است و دیگر مشکلی در بازسازی نیست . خوب خدا را شکر ما ضمن اینکه دنبال قضیه مصرانه هستیم صبر را پیشه میکنیم تا نتیجه بگیریم .

محیط داخلی سینمای بهبهان

تصویری از متروکه بودن سینمای بهبهان – محیط داخلی

در آخر به عرض می رساند سینما به تنهایی دردی دوا نمی کند اما یک قدم است ، یک پله برای رسیدن به اهداف بلند است و مهمتر از همه خرید آبرو برای شهر . همه جا دچار تحول شده به غیر از بهبهان . این امر همت بلند مردم را میطلبد . همشهریان از مسئولین بخواهید و پیگیر باشید از ابراز خواسته های قانونی خود هراسی به دل راه ندهید و نسبت به آنچه که در اطراف شما اتفاق می افتد حساس باشید تا بتوانیم گرهی از مشکلات باز کنیم . در آخر از تمام کسانی که ما را به هر طریقی یاری کردند تشکر ویژه مینمایم و از مردم و فقط مردم میخواهم احساس مسئولیت بیشتری کنند تا به پایانی شیرین منتهی شود.

ای جوان برخیــز و برکن تو غبـار سینما** شد زمستان طی و آمد نو بهار سینما

چونکه جان دادیم هردم در ره عشق هنر**وقت آنشد تا کنیم این جان نثار سینما

اعتبار شــهر ، علم شعر و فرهنگ و ادب ** جمله باشد در گــرو در اعتبار سینما

گشته شهر ما خجل از درد فقد این هنر ** پس بیا همراه شو تا ختم کــار سینما

چون نخواهی تو نگردد زندگی هرگز بکام** تو بیا همت کن و شو خواستار سینما

و این هم آخرین خبرها و نتایج پیگیری های سینمای بهبهان :

دستور فرمانداری به شهرداری بهبهان در خصوص سینما شهرفرنگ(فلق)

علی رغم اینکه سبک نامه مشکل زیادی را حل نمی کند ولی بنا بر نظر تهیه کنندگان، سریع ترین و بهترین راه در حال حاضر برای جلوگیری از صدور پروانه خلاف کاربری سینما این نامه می تواند باشد.

اگر مشکل مالکیت سینما حل شده باشد و مالکین بخواهند کار از نو سازی یک مجتمع تجاری فرهنگی را شروع کنند ، این نامه می تواند یک هشدار مناسب و منطقی به شهرداری برای دقت در صدور پروانه باشد.

1486807_708393489171321_1941731851_n